مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٣ - اصحاب بنی امیه در کربلا با عقیده خودشان می جنگیدند
معاویه نفاقِ طرف آنقدر آشکار نبود که در مبارزه امام حسین آشکار بود. ولی مردم در طول این بیست سال تا اینقدر عقب رفته بودند و به نظر نمیرسد که در دوره معاویه مردم در حادثهای مثل حادثه کربلا از بنی امیه دفاع میکردند. پس بنی امیه مردم را به مقدار زیادی در این مدت عقب بردند.
ب. در قضیه معاویه و طلب ثار و انتقام که مردم به حرکت آمدند بیشک روح عصبیت و جاهلیت و میل به خونخواهی و خونخواری که در طبیعت عرب بود و در جاهلیت به صورتهای دیگری تظاهر میکرد، در این حادثه موجود بود ولی تظاهرش رنگ اسلامی داشت.
ج. معاویه در زمان خلافت خود کار مهمی کرد که همان چیز موجب زوال حکومت از بنی امیه شد و آن موضوع ولیعهد قراردادن یزید بود که اولًا یزید ناصالح ترین افراد بود و ثانیاً ولایتعهد درست بازی کردن و دست به دست کردن خلافت به صورت سلطنت بود و مخصوصاً معاویه در زندگی خودش برای یزید بیعت گرفت. اساساً معاویه در سایر کارها نیز روش خلافت را تبدیل کرد به روش سلطنت، هرچند از زمان عثمان بنی امیه خلافت را مُلک خود مینامیدند.
د. عمل اعوان بنی امیه در کربلا منتهای قوس نزول اخلاق در امت اسلامیه بود و از حادثه کربلا انتباه و شعور به آزادی و زیربار نرفتن شروع شد. قیام مدینه و قیامهای کوفه و مخصوصاً قیام عبداللَّه بن عفیف ازْدی نمونهای از آغاز تجلیات روحی اسلامی به شمار میرود. اعوان بنی امیه بعد از کربلا هم خسّت و دنائت خود را به خرج دادند ولی شروع بیداری از حسین بن علی علیه السلام شد.
اصحاب بنی امیه در کربلا با عقیده خودشان می جنگیدند
موضوع عجیب این است که اعوان یزید در حادثه کربلا و حادثه مدینه یک نوع خسّت و دنائتی نشان دادند که نظیر نداشت. اینها این کارها را میکردند در حالی که کافر و منکر مطلق نبودند، واقعاً نماز میخواندند و شهادتین میگفتند. عقّاد میگوید:
بل حسبک من خسّة ناصریه (یزید) انّهم کانوا یرعدون من مواجهة الحسین بالضّرب فی کربلاء لاعتقادهم بکرامته و حقّه، ثمّ ینتزعون لباسه و لباس نسائه فیما انتزعوه من أسلاب، ولوأنّهم کانوا یکفرون بدینه و برسالة جدّه لکانوا فی