مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢ - علل تقدّس یک نهضت
اما اینکه کیها شهید کردند یا کیها یاری کردند، معلوم است ولی اینکه چیها شهید کردند یا یاری، باید گفت: امام حسین را طمع مُلک ری و طمع پول (که خولی گفت:«جِئْتُک بِغنَی الدَّهْرِ») و رشوه رؤسا (أمّا رُؤَساؤُهُمْ فَقَدْ اعْظِمَتْ رِشْوَتُهُمْ وَ مُلِئَتْ غَرائِرُهُم) و جبن و مرعوبیت عامّه و میل به جبران محبت یزید (که ابن زیاد میخواست کدورت یزید را از پدرش که در ولایتعهد یزید تعلل کرد جبران کند) و خبث ذاتی امثال شمر و مستی و غرور و بدبختی و سبکسری شخص یزید و از همه بالاتر فراموشکاری عامّه مردم که مسلمان بودند و معتقد و سیری به تاریخ شصت ساله خود نمیکردند و سابقهها را فراموش کردند و گول ظاهر را میخوردند [شهید کرد].
اینکه چیها امام را یاری کردند، ایمان و توجه به تاریخ شصت ساله- که از کلمات امثال زهیر پیداست- و حس فتوّت و مردانگی و ایمان به غیب و امثال اینها بود.
[علل تقدّس یک نهضت
]. عطف به مطالب گذشته درباره اینکه چه چیزی سبب میشود که قیامی مقدس و پاک و عظیم و مورد احترام میشود تا آنجا که ملاک و معیار حرکتهای دیگر و سکوت و سکونها میشود. «مقدس میشود» یعنی مردم به چشمی به آن نگاه میکنند که به امور مافوق مادی و مافوق طبیعی نگاه میکنند؛ عظیم و محترم میشود درحدی که هیچ نهضتی با او قابل قیاس نیست، حداکثر قابل تشبیه و پیروی است.
این قداست و اهمیت خارق العاده بعد از حدود چهارده قرن، معلول سه جهت است:
١. قداست [١] و تعالی و عظمتِ هدف که آنچه هدف است حقیقت است نه منفعت خود، ولهذا مستلزم فداکاری و قربان کردن منفعت است برای حقیقت، برای خدا.
بدیهی است اگر کسی قیام کند برای اینکه به آب و نانی برسد، جاه و مقامی کسب کند، پول و ثروت و قدرتی تحصیل کند و به قول حنظله بادغیسی برای کسب مهتری و یا به
[١]. قبلًا گفتیم فرق است میان هدف مقدس و متعالی و هدف بزرگ. امثال اسکندر و نادر و شاه اسماعیل هدفهای بزرگ داشتند، اما هدفهای مقدس نداشتند. آنها خودخواهیها و جاه طلبیهای بزرگ بودند، نه آزادیخواهان و حقیقت طلبان و خیرخواهان و بشردوستان و خداپرستان بزرگ.