مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٠ - وجود یک درک قوی در نهضت حسینی
مِثْلِ یزیدَ» حقیقتی بود که حسین درک میکرد و دیگران درک نمیکردند. امام حسین میدید که با خلافت یزید اصل ابوسفیانی «وَ لِتَصیرَنَّ الی صِبْیانِکمْ وِراثَةً» دارد عملی میشود و ممکن است در اثر سکوت، این مطلب سنتی بشود و احادیثی هم جعل شود که خلافت باید در خاندان ابوسفیان بماند.
امام حسین به دست یهود و نصاری و مجوس یا مشرکین عرب یا اهل ردّه کشته نشد، به دست مسلمانان و بلکه دوستان پدرش کشته شد و حتی به دست شامیان کشته نشد، به دست کوفیان کشته شد. البته کوفیان مرعوب بودند و عامّه پیرو رؤسا بودند و رؤسا از رشوه آبستن بودند:«امّا رُؤَساؤُهُمْ فَقَدْ اعْظِمَتْ رِشْوَتُهُمْ وَ مُلِئَتْ غَرائِرُهُمْ» آنها جوالهاشان پرشده بود، حوالههای کلان بانکی دریافت کرده بودند، لیره و دلار سبیل بود برای آنها، ولی عمده درک ضعیف عامّه و فراموشکاری عامّه بود چنانکه بعد خواهیم گفت.
گفتیم که یکی از علل و یا مهمترین علت شهادت امام حسین و یا مهمترین علت گرویدن مردم به امویان، جهالت مردم بود. از طرفی هم میدانیم امام حسین با یزید مبارزه نمیکرد؛ او بالاتر از این بود که هدفش شخص و فرد باشد؛ هدف او اصولی و کلی بود. درحقیقت امام حسین با ظلم مبارزه میکرد و با جهل، چنانکه در زیارت به ما تلقین و تعلیم کردهاند که هدف این مبارزه از بین بردن جهل و گمراهی است چنانکه در زیارت اربعین است:«وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیک لِیسْتَنْقِذَ عِبادَک مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِ» [١].
اکنون توضیح میدهم که مقصود از جهالت مردم این نبود که چون مردم بیسواد بودند و درس نخوانده بودند، مرتکب چنین عملی شدند و اگر درس خوانده و تحصیل کرده میبودند نمیکردند. نه، در اصطلاح دین «جهالت» بیشتر در مقابل «عقل» گفته میشود و مقصود آن تنبّه عقلی است که مردم باید داشته باشند، و به عبارت دیگر قوّه تجزیه و تحلیل قضایای مشهود و تطبیق کلیات بر جزئیات است و این چندان ربطی به سواد و بیسوادی ندارد. علم، حفظ و ضبط کلیات است و عقل قوّه تحلیل است. به عبارت دیگر امام حسین شهیدِ فراموشکاری مردم شد، زیرا مردم اگر در تاریخ پنجاه شصت ساله خودشان فکر میکردند و قوّه تنبّه و استنتاج و
[١]. [و خون قلب خویش را در راه تو نثار کرد تا بندگان تو را از نادانی و حیرت گمراهی نجات بخشد.]