مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٠ - استعداد شبیه سازی در حادثه عاشورا
میکند، میگوید: خودم هم میدانم. میگویند: پس چرا زن و بچه را همراه خودت میبری؟ میگوید: آنها را هم باید ببرم. بودن اهل بیت امام حسین علیه السلام در صحنه کربلا، صحنه را بسیاربسیار داغتر کرد و در واقع امام حسین علیه السلام یک عده مبلّغ را طوری استخدام کرد که بعد از شهادتش آنها را با دست و نیروی دشمن تا قلب حکومت دشمن یعنی شام فرستاد. این خودش یک تاکتیک عجیب و یک کار فوق العاده است. همه برای این است که این صدا هرچه بیشتر به عالم برسد، بیشتر به جهان آن روز اسلام برسد و بیشتر ابعاد تاریخ و ابعاد زمان را بشکافد و هیچ مانعی در راه آن وجود نداشته باشد.
در بین راه، کارهای خود امام حسین نمایشهایی از حقیقت اسلام است؛ از مروّت، انسانیت، از روح و حقانیت اسلام است. ببینید! این شوخی نیست. در یکی از منازل بین راه، حضرت دستور میدهند آب زیاد بردارید؛ هرچه مشک ذخیره دارید پر از آب کنید و بر هرچه مرکب و شتر همراهتان است که آنها را یدک میکشید، بار آب بزنید (پیش بینی بوده است). در بین راه ناگهان یکی از اصحاب فریاد میکشد:«لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ الّا بِاللَّه» یا «لا الهَ الَّا اللَّه» یا «انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعون» (ذکری میگوید). میگویند: چه خبر است؟ میگوید: من به این سرزمین آشنا هستم، سرزمینی است که در آن نخل نبوده، مثل اینکه از دور نخل دیده میشود، شاخه نخل است. میفرماید: خوب دقت کنید. آنهایی که چشمهایشان تیزتر است میگویند: خیر، نخل نیست، آنها پرچم است، انسان است، اسب است که از دور دارد میآید، اشتباه میکنید. خود حضرت نگاه میکند، میگوید: راست میگویید. کوهی است در سمت چپ شما، آن کوه را پشت خودتان قرار بدهید. حُرّ است با هزار نفر. حسین علیه السلام مثل پدرش علی علیه السلام (در داستان صفّین) است که از اینجور فرصتها بهطور ناجوانمردانه استفاده نمیکند، بلکه از نظر او اینجا جایی است که باید مروّت و جوانمردی اسلامی را نشان بدهد. فوراً میفرماید: آن آبها را بیاورید و اسبها و افراد را سیراب کنید. حتی خودشان مراقبت میکنند که حیوانهای اینها کاملًا سیراب شوند. یک نفر میگوید مشکی را دراختیار من قرار داد که نتوانستم درش را باز کنم، خود حضرت آمدند و با دست خویش درِ مشک را باز کردند و به من دادند. حتی اسبها که آب میخوردند، فرمود: اینها اگر خسته باشند، با یک نفس سیر نمیخورند؛ بگذارید با دو نفس، سه نفس آب بخورند.
همچنین در کربلا در همان نهایت شدتها مراقب است که ابتدای به جنگ نکند.