مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٢ - رنگ خون، ثابت ترین رنگها در تاریخ
تاریخی ثابت ترین رنگهاست. در تاریخ و در مسائل تاریخی آن رنگی که هرگز محو نمیشود رنگ قرمز است، رنگ خون است و حسین بن علی علیه السلام تعمّدی داشت که تاریخ خودش را با این رنگ ثابت و زایل نشدنی بنویسد، پیام خود را با خون خویش نوشت.
شنیده شده که افرادی در حال از بین رفتن، با خون خودشان مطلبی نوشتهاند و پیام دادهاند. معلوم است که این خودش اثر دیگری دارد که کسی با خون خود پیام و حرف خویش را بنویسد. در عرب جاهلیت رسم بود و گاهی اتفاق میافتاد که قبایلی که میخواستند با یکدیگر پیمان ناگسستنی ببندند، یک ظرف خون میآوردند (البته نه خون خودشان) و دستشان را در آن میکردند، میگفتند: این پیمان دیگر هرگز شکستنی نیست، پیمان خون است و پیمان خون شکستنی نیست. حسین بن علی علیه السلام در روز عاشورا گویی رنگ آمیزی میکند اما رنگ آمیزی با خون، برای اینکه رنگی که از هر رنگ دیگر در تاریخ ثابتتر است همین رنگ است. تاریخِ خودش را با خون مینویسد.
گاهی میشنویم یا در کتابهای تاریخی میخوانیم که بسیاری از سلاطین و پادشاهان، افرادی که این اشتها را داشتهاند که نامشان در تاریخ ثبت شود، در صدها سال پیش روی یک لوحه فلزی یا سنگی حک کردهاند که منم فلانی، پسر فلان کس، از نژاد خدایان؛ منم کسی که فلان شخص آمد پیش من زانو زد و ... حالا چرا پیام خودش را روی سنگ یا فلز ثبت میکند؟ برای اینکه از بین نرود، باقی بماند. به همان نشانی که ما میبینیم، تاریخ، آنها را زیر خروارها خاک مدفون کرد و احدی از آنها اطلاع پیدا نکرد تا بعد از هزاران سال حفّاران اروپایی آمدند و آنها را از زیر خاک بیرون آوردند. حالا که از زیر خاک بیرون آوردهاند، کسی برایش اهمیتی قائل نمیشود، سخنانی است که روی سنگ نوشته شده ولی روی دلها نوشته نشده است.
امام حسین علیه السلام پیام خود را نه روی سنگی نوشت و نه حجّاری کرد. آنچه او گفت، در هوای لرزان و در گوش افراد طنین انداخت اما در دلها ثبت شد به طوری که از دلها گرفتنی نیست. و خودش کاملًا به این حقیقت آگاه بود؛ آینده را درست میدید که بعد از این، حسین کشته شدنی نیست و هرگز کشته نخواهد شد. شما ببینید آیا اینها میتواند تصادف باشد؟ ابا عبداللَّه در روز عاشورا در آن ساعات و لحظات آخر استنصار میکرد، باز هم یاور میخواست، یاورهایی که بیایند کشته بشوند نه