مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٢ - زنان قدّیسه در قرآن
کوچک است؛ مرد به خودی خود گناه نمیکند و این زن است، شیطان کوچک است که همیشه وسوسه میکند و مرد را به گناه وا میدارد. گفتند اساساً قصه آدم و شیطان و حوّا اینطور شروع شد که شیطان نمیتوانست در آدم نفوذ کند، لذا آمد حوّا را فریب داد و حوّا آدم را فریب داد، و در تمام تاریخ همیشه به این شکل است که شیطان بزرگ زن را و زن مرد را وسوسه میکند. اصلًا داستان آدم و حوّا و شیطان در میان مسیحیان به این شکل درآمد. ولی قرآن درست خلاف این را میگوید و تصریح میکند، و این عجیب است.
قرآن وقتی داستان آدم و شیطان را ذکر میکند، برای آدم اصالت و برای حوّا تبعیت قائل نمیشود. اول که میفرماید ما گفتیم؛ میگوید: ما به این دو نفر گفتیم که ساکن بهشت شوید (نه فقط به آدم)، «لا تَقْرَبا هذِهِ الشَجَرَةَ» [١] به این درخت نزدیک نشوید (حالا آن درخت هرچه هست). بعد میفرماید:«فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیطانُ» [٢] شیطان ایندو را وسوسه کرد. نمیگوید که یکی را وسوسه کرد و او دیگری را وسوسه کرد.
«فَدَلیهُما بِغُرور» [٣]. باز «هما» ضمیر تثنیه است.«وَ قاسَمَهُما انّی لَکما لَمِنَ النّاصِحینَ» [٤] آنجا که خواست فریب بدهد، جلوی هر دوی آنها قسم دروغ خورد. آدم همان مقدار لغزش کرد که حوّا، و حوّا همان مقدار لغزش کرد که آدم. اسلام این فکر را، این دروغی را که به تاریخ مذهبها بسته بودند زدود و بیان داشت که جریان عصیان انسان چنین نیست که شیطان زن را وسوسه میکند و زن مرد را و بنابراین زن یعنی عنصر گناه. و شاید برای همین است که قرآن گویی عنایت دارد که در کنار قدّیسین از قدّیسات بزرگ یاد کند که تمامشان در مواردی بر آن قدّیسین علوّ و برتری داشتهاند.
زنان قدّیسه در قرآن
در داستان ابراهیم از ساره با چه تجلیلی یاد میکند! در این حد که همانطور که ابراهیم با ملکوت ارتباط داشت و چشم ملکوتی داشت، فرشتگان را میدید و صدای ملائکه را میشنید، ساره نیز صدای آنها را میشنید. وقتی به ابراهیم گفتند خداوند
[١]. اعراف/ ١٩.[٢]. اعراف/ ٢٠.[٣]. اعراف/ ٢٢.[٤]. اعراف/ ٢١.