مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤ - یک مثال نماز عید فطر امام رضا علیه السلام
که در آن مدت، رهبری به روش پیغمبر بازگشت کرده است. تازه آن هم به این صورت بوده که چون ابوبکر و عمر و عثمان سنّتهایی را به وجود آورده بودند، علی علیه السلام در بسیاری از موارد اصلًا قدرت پیدا نکرد که روش پیغمبر را اجرا کند. وقتی در مقام اجرا برآمد، خود مردم علیه او قیام کردند. گفت: فلان نمازی که شما به این شکل میخوانید (نمازهای شبهای ماه رمضان که به جماعت میخواندند) بدعت است، نخوانید. گفتند: سی سال، از زمان عمر رایج است. واعمرا! واعمرا! جای عمر خالی، عمر کجاست که سنّتش دارد از بین میرود. خواست شریح قاضی را برکنار کند، گفتند:
تو میخواهی کسی را که از بیست سال پیش، از زمان عمر، قاضی محترم کوفه بوده است برکنار کنی؟! بنابراین پنجاه سال بر امت اسلام گذشته است که علاوه بر مسأله کتاب اللَّه و سنّت رسول اللَّه، روش رهبری تغییر کرده و عوض شده است.
سخن امام حسین که فرمود:«اسیرَ بِسیرةِ جَدّی وَ ابی» میخواهم سیرهام سیره جدّ و پدرم باشد، یعنی نه سیره ابوبکر، نه سیره عمر، نه سیره عثمان و نه سیره هیچ کس دیگر. این است که در حادثه عاشورا، ما در امام حسین علیه السلام جلوههایی میبینیم که نشان میدهد علاوه بر مسأله امر به معروف و نهی از منکر و مسأله امتناع از بیعت و مسأله اجابت دعوت مردم کوفه، کار دیگری هم هست و آن این است که میخواست سیره جدّش را زنده کند.
یک مثال : نماز عید فطر امام رضا علیه السلام
این قضیه را شنیدهاید: مأمون اصرار داشت که حضرت رضا علیه السلام ولایتعهدی را بپذیرد. حضرت نمیپذیرفت. آخر، مسأله اجبار را مطرح کرد که حضرت پذیرفت ولی طوری پذیرفت که خودش عین نپذیرفتن بود و بیشتر سبب رسوایی مأمون شد.
خلفا سالها بود که نماز عید فطر و عید قربان میخواندند. پیغمبر نماز عید فطر و عید قربان میخواند، اینها هم نماز عید فطر و عید قربان میخواندند. اما روش نماز خواندن به تدریج فرق کرده بود، سیره فرق کرده بود. (مثال خوبی است: نماز عید خواندن، کتاب اللَّه و سنّت رسول اللَّه است اما چگونه نماز خواندن، سیره است.) کم کم دربارهای خلفا مانند دربارهای ساسانی ایران و قیاصره روم شده بود، دربارهای خیلی مجلّل. لباس خلیفه و سران سپاه دارای انواع نشانههای طلا و نقره بود. خلیفه وقتی میخواست به نماز عید بیاید، با جلال و شکوه خاص و با هیمنه سلطنتی میآمد.