مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٨ - استعداد شبیه سازی در حادثه عاشورا
دور همدیگر جمع شدند، همفکریها پیدا شد و درواقع آن وقت بود که شیعه علی به صورت یک جمعیت متشکل درآمد. معاویه در دوره خودش مبارزات زیادی با فکر علی علیه السلام کرد. سبّ ولعنها بالای منبر برای علی میشد. بخشنامه کرده بودند که در سراسر کشور اسلامی در نماز جمعهها علی علیه السلام را لعن کنند، و این علامت این است که علی علیه السلام به صورت یک نیرو و یک سمبل و یک فکر و عقیده و ایمان در روح مردم زنده بود و وجود داشت. این مرد برای مبارزه با فکر و روح علی کارها انجام داد؛ یکی را مسموم کرد، سر دیگری را روی نیزه کرد. اینها به جای خودش، ولی معاویه یک ظاهری برای فریب مردم حفظ میکرد. تا دوره یزید میرسد که دیگر طشت رسوایی از بام میافتد. و انصاف این است که یزید از نظر سیاست اموی هم یک غلط بود، یعنی کسی بود که نتوانست سیاست اموی را اعمال کند بلکه کاری کرد که پرده امویها را درید. در این شرایط است که ابا عبداللَّه نهضت خودشان را آغاز میکنند.
استعداد شبیه سازی در حادثه عاشورا
حال مقداری راجع به نهضت ایشان برای شما عرض میکنم. مطلبی را میگویم، شما تأمل بفرمایید ببینید اینطور هست یا نه. همانطور که کلمات و آیات قرآن از لحاظ لفظی و فصاحت و بلاغت و روانی، نوعی خاص از آهنگها را به آسانی میپذیرد و این خود آیت بسیار بزرگی برای نفوذ قرآن در دلها بوده و هست، انسان وقتی تاریخ حادثه عاشورا را میخواند، استعدادی برای شبیه سازی در آن میبیند. همانطور که قرآن برای آهنگ پذیری ساخته نشده ولی اینطور هست، حادثه کربلا هم برای شبیه سازی ساخته نشده ولی اینطور هست. من نمیدانم، شاید شخص اباعبداللَّه در این مورد نظر داشته است. البته این مطلب را اثبات نمیکنم ولی نفی هم نمیکنم.
داستان کربلا در هزار و دویست سال پیش روی صفحه کتاب آمده؛ یک وقتی آمده که کسی فکر نمیکرده که این حادثه اینقدر گسترش پیدا خواهد کرد. متن تاریخ این حادثه گویی اساساً برای یک نمایشنامه نوشته شده است، شبیه پذیر است، گویی دستور دادهاند که آن را برای صحنه بودن بسازند. ما شهادتهای فجیع زیاد داریم ولی این داستان به این شکل آیا میتواند تصادف باشد و تعمّد نباشد و اباعبداللَّه به این مطلب توجه نکرده باشد؟ من نمیدانم، ولی بالأخره قضیه اینطور است و باور هم نمیکنم که تعمّدی در کار نباشد.