مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - عامل دعوت مردم کوفه
امر فرعی دخالت داشت، در اینکه این نهضت و قیام در عراق صورت گیرد، والّا عامل اصلی نبود.
وقتی امام در بین راه به سرحد کوفه میرسد با لشکر حر مواجه میشود. به مردم کوفه میفرماید: شما مرا دعوت کردید، اگر نمیخواهید برمیگردم. معنایش این نیست که برمیگردم و با یزید بیعت میکنم و از تمام حرفهایی که در باب امر به معروف و نهی از منکر، شیوع فسادها و وظیفه مسلمان در این شرایط گفتهام صرف نظر میکنم، بیعت کرده و در خانه خود مینشینم و سکوت میکنم؛ خیر، من این حکومت را صالح نمیدانم و برای خود وظیفهای قائل هستم. شما مردم کوفه مرا دعوت کردید، گفتید:
ای حسین! تو را در هدفی که داری یاری میدهیم، اگر بیعت نمیکنی نکن؛ تو به عنوان امر به معروف و نهی از منکر اعتراض داری، قیام کردهای، ما تو را یاری میکنیم. من هم آمدهام سراغ کسانی که به من وعده یاری دادهاند. حال میگویید مردم کوفه به وعده خودشان عمل نمیکنند، بسیار خوب ما هم به کوفه نمیرویم، برمیگردیم به جایی که مرکز اصلی خودمان است. به حجاز (مدینه یا مکه) میرویم تا خدا چه خواهد. به هر حال ما بیعت نمیکنیم ولو بر سر بیعت کردن کشته شویم. پس حداکثر تأثیر این عامل یعنی دعوت مردم کوفه این بوده که امام را از مکه بیرون بکشاند و ایشان به طرف کوفه بیایند.
البته نمیخواهم بگویم که واقعاً اگر اینها دعوت نمیکردند امام قطعاً در مدینه یا مکه میماند؛ نه، تاریخ نشان میدهد که همه اینها برای امام محذور داشته است. مکه هم از نظر مساعدبودن اوضاع ظاهری، وضع بهتری نسبت به کوفه نداشت. قرائن زیادی در تاریخ هست که نشان میدهد اینها تصمیم گرفته بودند که چون امام بیعت نمیکند، در ایام حج ایشان را از میان بردارند. تنها نقل طریحی نیست، دیگران هم نقل کردهاند که امام از این قضیه آگاه شد که اگر در ایام حج در مکه بماند، ممکن است در همان حال احرام که قاعدتاً کسی مسلّح نیست، مأمورین مسلّح بنی امیه خون او را بریزند، هتک خانه کعبه شود، هتک حج و هتک اسلام شود (دو هتک؛ هم فرزند پیغمبر در حال عبادت در حریم خانه خدا کشته شود، و هم خونش هدر رود) بعد شایع کنند که حسین بن علی با فلان شخص اختلاف جزئی داشت و او حضرت را کشت و قاتل هم خودش را مخفی کرد، و درنتیجه خون امام به هدر رود. امام در فرمایشات خود به این موضوع اشاره کردهاند. در بین راه که میرفتند، شخصی از امام پرسید: چرا