مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - درسهای آموزنده قیام حسینی
درسهای آموزنده قیام حسینی
حسین بن علی در سخنان و خطابههای خودش، آنجا که از امر به معروف و نهی از منکر صحبت میکند، همواره صحبتش این است:«وَ عَلَی الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِیتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ یزیدَ» [١]، «انّی لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فی امَّةِ جَدّی» [٢]. بعد از بیست سی سال که این حرفها فراموش شده بود، حسین بن علی به نام یک نفر مصلح و اصلاح طلب که باید در امت اسلام اصلاح ایجاد کرد، قیام کرد و به مردم عشق و ایده آل داد. رکن اول حماسه زنده شدن یک قوم همین است. ملتی شخصیت دارد که حس استغنا و بینیازی در او باشد. اینهاست درسهای آموزندهای که از قیام حسین بن علی باید آموخت. او حس استغنا و بینیازی به مردم داد. روزی که میخواهد از مکه حرکت کند، یک ذرّه قیام خودش را مشروط نمیکند و اینطور میفرماید:«خُطَّ الْمَوْتُ عَلی وُلْد ادَمَ» و در آخر خطبه میفرماید:«فَمَنْ کانَ فینا باذِلًا مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلی لِقاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ، فَلْیرْحَلْ مَعَنا فَانَّنی راحِلٌ مُصْبِحاً انْ شاءَ اللَّهُ تَعالی» [٣] من فردا صبح حرکت میکنم؛ هرکس که آماده جانبازی است و حاضر است خون قلب خودش را در راه ما بریزد و تصمیم به ملاقات حق گرفته است، فردا صبح حرکت کند که من رفتم. دیگر بیش از این حرفی نیست. این مقدار استغنا قطعاً در دنیا نظیر ندارد.
از این بالاتر شب عاشوراست که اصحاب و اهل بیتش را جمع میکند و از آنها تمجید و تشکر میکند. بعد به آنها میگوید: بدانید از همه شما متشکر و ممنونم، ولی بدانید که دشمنان با شما کاری ندارند و اگر بخواهید بروید مانع شما نمیشوند؛ من هم از نظر شخص خودم که با من بیعت کردهاید بیعت خودم را از دوش شما برداشتم و محظور بیعت هم با من ندارید، هرکس میخواهد برود آزاد است. حسین علیه السلام از اهل بیت و اصحابی که درباره آنها گفته است که اهل بیتی بهتر و باوفاتر از اینها سراغ ندارم، این مقدار استغنا نشان میدهد و هرگز سخنانی از این قبیل که من را تنها نگذارید، من غریبم، مظلومم، بیچارهام، نمیگوید. البته تکلیف دین خدا را برنمی دارد؛ لذا با افراد که اتمام حجت میکرد، اگر در آنها تمایل به ماندن نمیدید به آنها میگفت از این صحنه دور بشوید زیرا من نمیخواهم شما به عذاب الهی گرفتار شوید، چون اگر
[١]. اللهوف، ص ١١.[٢]. مقتل الحسین مقرم، ص ١٥٦.[٣]. بحارالانوار، ج ٤٤/ ص ٣٦٦.