مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٩ - ٣ یادداشت درباره نهضت حسینی
دوم را یزید.
ج. یزید نسبت به امام از ابن زیاد ملایمتر بود، و در حقیقت مایل به کشتن امام نبود و امر به قتل امام نکرده بود.
د. امام یقین داشت که اگر تسلیم ابن زیاد بشود ذلیلانه کشته میشود.
نتیجه همه اینها این است که امام هیچ گونه راه فراری نداشت؛ قبل از شنیدن جریان کوفه امید پیروزی داشت، این امید زیاد هم بود، بعد از این جریان حاضر شد به حجاز برود، نگذاشتند، حاضر شد نزد یزید برود نگذاشتند، بنابراین راهی جز کشته شدن نداشت، امر دائر بود که ذلیلانه به دست ابن زیاد کشته شود یا غیرذلیلانه، او راه غیرذلیلانه را اختیار کرد ولی «مسلم» گول امان ابن زیاد را خورد و ذلیلانه کشته شد! بنابراین هیچ شأن و مقام و حماسهای برای امام باقی نمیماند!.
آقای صالحی مینویسد اگر به امام اجازه میدادند که به شام برود میرفت و بیعت هم میکرد و این بیعت ضرری نداشت. امام وقتی بیعت نکرد که خیال میکرد میتواند خلافت را از یزید بگیرد اما وقتی که دید نمیتواند، حاضر بود بیعت هم بکند. و مدعی است که امام سجاد بعدها با یزید به وسیله مسلم بن عقبه بیعت کرد. (این منافات دارد با آنچه در نمره ٥ و نمره ٧ نقل کردیم.).
١٦. نامه اکابر اهل کوفه به امام حسین به این مضمون است:
أمّا بَعْدُ فَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذی قَصَمَ عَدُوَّک الْجَبّارَ الْعَنیدَ الَّذِی انْتَزی عَلی هذِهِ الْامَّةِ فَابْتَزَّها أمْرَها، وَ غَصَبَها فَیئَها، وَ تَأَمَّرَ عَلَیها بِغَیرِ رِضًی مِنْها، ثُمَّ قَتَلَ خِیارَها، وَاسْتَبْقی شِرارَها، وَجَعَلَ مالَ اللَّهِ دُولَةً بَینَ جَبابِرَتها وَأغْنِیائِها، فَبُعْداً لَهُ کما بَعِدَتْ ثَمودُ؛ إنَّهُ لَیسَ عَلَینا إمامٌ فَأَقْبِلْ لَعَلَّ اللَّهَ یجْمَعُنا بِک عَلَی الْحَقِّ..
این نامه را طبری، الامامة والسّیاسة، کامل ابن اثیر، ارشاد مفید، مقتل خوارزمی و غیره نقل کردهاند.
مضمون همین نامه که محرک و انگیزه رجالی از قبیل سلیمان بن صرد و حبیب بن مظهر و غیره بود میتواند عامل محرک امام حسین علیه السلام به شمار رود و چنین بوده است. خطابه امام در مقابل اصحاب خود و اصحاب حر در ذوحُسَم مؤید همین معنی است.