مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣١ - حماسه حسینی
به این نحو که حماسه اسلام را احیا کرد، به روحها شخصیت، حریت، غیرت، آزادگی، ایده آل داد و خونها را به جوش آورد، رخوت را از بدنها گرفت و روحها را به حرکت آورد؛ حماسه مبارزه با کفر، ظلم، ستم را احیا و تجدید کرد.
٢١. دعوت اسلام با «قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا» آغاز شد. دعوت اسلام، حُسن مطلع عجیبی داشت. این جمله با همه اختصار و کوتاهی چون مشتمل بر آزادی بشر از هر معبودی جز خالق کل هست و چون مشتمل بر تحقیر هر معبودی در مقابل انسان است، در روحیهها نوعی حماسه و احساس شخصیت به وجود آورد: من در مقابل بت، در مقابل یک بشر، در مقابل یک جِرم سماوی، در مقابل کائنات و مافیها سرفرود آورم؟! ابداً. من فقط به درگاه خداوند خالق خودم و همه آنها سرفرود میآورم.
مسلماً اسلام در اعراب احساس شخصیت به وجود آورد، نه شخصیت قومی و عربی، بلکه بالاترین احساسها: شخصیت توحیدی و انسانی. هر چیزی را برای عبادت و اطاعت در نظر آنها کوچک کرد و ضمناً از جنبه مثبت خدا را ایده آل قرار داد.
٢٢. فرق شخصیت و عالم بودن. داستان عالم اصفهانی که کتابی مجانی از یکی از مدرسین قم مطالبه کرد.
٢٣. مسأله مروّت از شرایط عدالت.
٢٤. داستان ازدواج زن سفیدپوستی با مرد سیاه پوست در انگلستان که غوغایی بپا کرده بود (رجوع شود به کتاب زن و آزادی ص ٩)، نشانهای از شخصیت باختن است.
ایضاً شعار اینکه ایرانی جسماً و روحاً، ظاهراً و باطناً باید فرنگی بشود. ایضاً زمزمه تغییر خط، تغییر لباس، تغییر اسم، مانند بیگانه «بای بای» و «گودبای» گفتن، مانند بیگانه غذاخوردن و حتی آروق زدن، عید بیگانه را از عید خود مهمتر شمردن، همه نشانه خودباختگی است.
٢٥. استقلال فکری یعنی اینکه انسان از خود اصول و مبادی و فلسفهای در زندگی داشته باشد و به آن ایمان و اعتماد داشته باشد و در روحش نسبت به او نوعی حماسه موجود باشد. آن را میگویند غرور ملی، غرور اجتماعی و غیره.
احترام به سنن و نظامات سالم یکی از علائم حماسه داشتن است. تغییر خط، تغییر لباس، تبعیت در اسم گذاری از قبیل ژیلا و روژی و غیره، در مُد لباس، در لباس پوشیدن، در به کاربردن الفاظ آنها، تابلوها را به نام آنها کردن، عید ژانویه بیگانه را بر