مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٤ - جنبه توحیدی و عرفانی حادثه کربلا
خبر بدهید که اولین تیرانداز که به طرف حسین تیر پرتاب کرد من بودم. بعد از آن بود که جنگ شروع شد (امام حسین اصحابش را از اینکه آغازگر جنگ باشند نهی فرموده بود). با یک تیر هم جنگ خاتمه پیدا کرد. اباعبداللَّه سوار اسب بودند و خیلی خسته و جراحات زیاد برداشته بودند و تقریباً تواناییهایشان رو به پایان بود. تیری میآید و بر سینه حضرت مینشیند و اباعبداللَّه از روی اسب به روی زمین میافتد و در همان حال میفرماید:«رِضاً بِقَضائِک وَ تَسْلیماً لِامْرِک، لا مَعْبودَ سِواک، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ» [١].
امام صادق فرمود: سوره «والفجر» را در نوافل و فرایض خودتان بخوانید که سوره جدّم حسین بن علی است. عرض کردند: به چه مناسبتی سوره جدّ شماست؟ فرمود:
آن آیات آخر سوره «والفجر» مصداقش حسین است، آنجا که میفرماید:«یا ایتُهَاالنَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجعی الی رَبِّک راضِیةً مَرْضِیةً. فَادْخُلی فی عِبادی. وَ ادْخُلی جَنَّتی» [٢].
شما ببینید شب عاشورای حسینی به چه حالی میگذرد. این شب را اباعبداللَّه چقدر برای خودش نگه داشت، برای استغفار، برای دعا، برای مناجات، برای راز و نیاز با پروردگار خودش. نماز روز عاشورا را ببینید که در جنبههای توحیدی و عبودیت و ربوبیت و جنبههای عرفانی، مطلب چقدر اوج میگیرد!.
مکرر عرض کردهایم که برخی از اصحاب و همه اهل بیت و خود اباعبداللَّه، بعدازظهر عاشورا شهید شدند. مردی به نام ابوالصّائدی میآید خدمت امام حسین علیه السلام عرض میکند: یابن رسول اللَّه! وقت نماز است، ما آرزو داریم آخرین نمازمان را با شما به جماعت بخوانیم. ببینید چه نمازی بود! نماز، آن نماز بود که تیر مثل باران میآمد ولی حسین و اصحابش غرق در حالت خودشان بودند:«اللَّهُ اکبَرُ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ...». یک فرنگی میگوید: چه نماز شکوفایی خواند حسین بن علی! نمازی که دنیا نظیر آن را سراغ ندارد. صورت مقدسش را روی خاک داغ میگذارد و میگوید:«بِسْم اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسولِ اللَّهِ» [٣] از این بعد که نگاه میکنیم، میبینیم نهضت حسینی نهضتی است عرفانی، [خالص للَّه]، فقط و فقط حسین است و خدای خودش، گویی چیز دیگری در کار نیست.
[١]. نظیر این عبارت در مقتل مقرم، ص ٣٥٧ و قمقام زخار ص ٢٦٢ آمده است.[٢]. فجر/ ٢٧- ٣٠.[٣]. بحارالانوار، ج ٤٥/ ص ٥٣.