مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٦ - اما از لحاظ امام حسین علیه السلام
جهات زیادی هست:
١. امام، یگانه شخصیت لایق و منصوص و وارث خلافت بود. یزید، نالایق و غاصب بود. این جهت میان وضع امام و وضع پدرش و فرزندانش با خلفای وقت مشابه بود. باید ببینیم صِرف این جهت چه وظیفهای برای امام ایجاد میکند؟.
٢. آنها از امام بیعت میخواستند و به هیچ وجه از آن صرف نظر نمیکردند. باید ببینیم بیعت چیست و چه اثری دارد و تکلیف به بیعت چه وظیفهای برای امام ایجاب میکند؟.
٣. اوضاع و احوال مسلمین از نظر اجرای حدود و موازین اسلام، وضع بسیار بدی پیدا کرده بود که با ریشه اسلام سر و کار داشت. باید ببینیم تکلیف امر به معروف که خود امام به آن استناد میکرد چه وظیفهای ایجاب میکرد؟.
٤. مردم کوفه از امام دعوت کردند و نوعی اتمام حجت شد. دعوت آنها چه وظیفهای ایجاب میکرد؟.
٥. آنها در آخر کار، امام را مخیر کردند میان دو چیز: تسلیم و یا کشته شدن. این جهت چه وظیفهای را برای امام ایجاب میکرد؟.
اما مسأله احقّیت به خلافت اگر توأم با چیز دیگر نباشد یعنی فقط شخص جای خود را عوض کرده باشد و هراندازه تفاوت هست همان است که لازمه قهری زمامداری اصلح و غیراصلح است، ظاهراً در این مورد [امام] وظیفهای جز این ندارد که حق خود را مطالبه کند و اگر اعوان و انصار به قدر کافی دارد اقدام کند و اگر نه، سر جای خود مینشیند همانطور که علی علیه السلام در موقع خلافت ابوبکر گفت:«افْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَناحٍ اوِاسْتَسْلَمَ فَاراحَ» [١] و در موقع خلافت عثمان گفت:«وَاللَّهِ لَاسَلِّمَنَّ ما سَلِمَتْ امورُ الْمُسْلِمینَ وَلَمْ یکنْ فیها جَوْرٌ الّا عَلَی خاصَّةً»..
علی علیه السلام با خلفای زمان خود در مسائل قضایی و سیاسی و علمی همکاری میکرد، یعنی به آنها مشورت میداد و آنها را تقویت و تأیید میکرد. قضاوتهای مولی و مشورتها و جوابهای علمی او مشهور است.
در این قسمت، این جهت را که افکار عمومی چگونه قضاوت میکند باید درنظر
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٥ [رستگار کسی است که با یار و یاور برخیزد، و یا تسلیم شود و دیگران را از کشمکش بیهوده آسوده سازد.]