مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٩ - نیروی اجتماعی علی علیه السلام و برنامه مبارزه معاویه با آن
هیچ گونه لیاقتی نداشت.
اگر در زمان عثمان، اموال و مناصب غصب شد و اگر در زمان معاویه لعن و سبّ علی علیه السلام و جعل حدیث و دروغ بستن به پیغمبر و کشتن بیگناهان و مسموم کردن و خلافت را موروثی کردن و امتیاز نژادی به وجود آوردن معمول شد، عهد یزید عهد رسوایی اسلام و مسلمین بود. نمایندگان کشورهای دیگر میآمدند و از همه جا بی خبر به جای پیغمبر مردی را میدیدند که در دستش شراب و در کنارش بوزینهای با جامههای دیبا نشسته. دیگر چه آبرویی برای اسلام باقی میماند؟! یزید، مست غرور، مست جوانی، مست حکومت، مست شراب بود. در این صورت معنای کلام سیدالشهداء واضح میشود که:«وَ عَلَی الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِیتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ یزیدَ».
یزید متظاهر به فسق و متظاهر به کفر و ردّه گفتن بود و به عبارت دیگر یزید پردهها را همه دریده بود، و قطعاً در همچو موردی باید قیام کرد. دیگر چه آبرویی برای اسلام و مسلمین باقی میماند؟!.
بنابراین، سؤال اینکه چرا امام حسین قیام کرد، درست مثل این است که بگوییم چرا پیغمبر اکرم در مکه قیام کرد و با قریش سازش نکرد؟ و یا چرا علی مرتضی اینقدر رنج حمایت پیغمبر را در بدر و حنین و احد و احزاب و لیلة المبیت متحمل شد؟ و یا چرا ابراهیم یکتنه در مقابل قدرت عظیم نمرود قیام کرد؟ چرا موسی در حالی که جز برادرش هارون کسی نداشت، به دربار فرعون رفت؟ معنای این چرا این است که امام حسین وقتی قیامش موجّه بود که جُندی و سپاهی برابر با یزید داشته باشد و حال آنکه اگر امام حسین سپاهی برابر با یزید میداشت و در اجتماعی قیام میکرد که مردم دو دسته بودند و دو صف عظیم را تشکیل میدادند و امام حسین در جلوی یک صف بود، قیام حسینی یک قیام مقدس و جاویدان نبود. این چراها در همه قیامهای مقدس و تاریخی هست.
قیامهای مقدس بشری دارای دو تشخّص است: یکی از نظر هدف قیام؛ یعنی این قیامها برای مقامات عالی انسانیت است، برای توحید است، برای عدل است، برای آزادی است، برای رفع ظلم و استبداد است، نه به خاطر کسب جاه و مقام یا تحصیل ثروت و به قول حنظله بادغیسی «کسب مهتری» و یا حتی برای تعصب وطنی، قبیلهای، نژادی. دیگر اینکه این قیامها برقی است که در ظلمتهای سخت پدید میآید، شعلهای است که در میان ظلمتها و استبدادها و استیثارها و زورگوییها میدرخشد،