مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - منطق امام حسین منطق شهید بود
داده است که حسین مخیر است میان یکی از دو کار: یا شمشیر یا ذلت. حسین و تحمل ذلت؟!«هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» ما کجا و ذلت کجا؟ خدای ما برای ما نمیپسندد (این پیام شهید است) خدای من برای من ذلت نمیپسندد؛ پیامبر من برای من ذلت نمیپسندد؛ مؤمنین جهان، نهادها و ذاتهای پاک (تا روز قیامت، مردم خواهند آمد و در این موضوع سخن خواهند گفت)، مؤمنینی که بعدها میآیند، هیچ کدامشان نمیپسندند که حسینشان تن به ذلت بدهد. من تن به ذلت بدهم؟! من در دامن علی بزرگ شدهام، من در دامن زهرا بزرگ شدهام، من از پستان زهرا شیر خوردهام؛ ما تن به ذلت بدهیم؟!.
روزی که از مدینه حرکت کرد مهاجم بود. در آن وصیتنامهای که به برادرش محمّد بن حنفیه مینویسد، میگوید:«انّی لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فی امَّةِ جَدّی، اریدُ انْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهی عَنِ الْمُنْکرِ وَ اسیرَ بِسیرَةِ جَدّی وَ ابی» [١] مردم دنیا بدانند که من یک آدم جاه طلب، مقام طلب، اخلالگر، مفسد و ظالم نیستم؛ من چنین هدفهایی ندارم. قیام من قیام اصلاح طلبی است. قیام و خروج کردم برای اینکه میخواهم امت جدّ خودم را اصلاح کنم. من میخواهم امر به معروف و نهی از منکر بکنم. در نامه به محمّد حنفیه نه نامی از بیعت خواستن است، نه نامی از دعوت مردم کوفه، و اصلًا هنوز مسأله مردم کوفه مطرح نبود.
در این منطق یعنی منطق هجوم، منطق شهید، منطق توسعه و گسترش دادن انقلاب، امام حسین کارهایی کرده است که جز با این منطق با منطق دیگری قابل توجیه نیست، چطور؟ اگر منطقش فقط منطق دفاع میبود، شب عاشورا که اصحابش را مرخص میکند (به دلیلی که عرض کردم) و بیعت را برمیدارد تا آنها آگاهانه کار خودشان را انتخاب کنند، بعد که آنها انتخاب میکنند باید به آنها اجازه ماندن ندهد و بگوید شرعاً جایز نیست که شما اینجا کشته شوید، اینها مرا میخواهند بکشند، از من بیعت میخواهند، من وظیفهام این است که بیعت نکنم، کشته هم شدم شدم، شما را که نمیخواهند بکشند، شما چرا اینجا میمانید؟ شرعاً جایز نیست، بروید.
نه، اینطور نیست. در منطق ثائر و انقلابی، در منطق کسی که مهاجم است و میخواهد پیام خودش را با خون بنویسد، هرچه که این موج بیشتر وسعت و گسترش پیدا کند بهتر است، چنانکه وقتی که یاران و خاندانش اعلام آمادگی میکنند، به آنها
[١]. مقتل الحسین، ص ١٥٦.