مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٨ - مقام امر به معروف و نهی از منکر در اسلام
و نهی از منکر پیدا کنند، یک عذری بتراشند که خوب، دیگر نمیشود، دیگر ممکن نیست.«یقْبِلونَ عَلی الصَّلوةِ وَ الصِّیامِ وَ ما لایکلِّفُهُمْ فی نَفْسٍ وَ لا مالٍ» دنبال آن عبادتهایی هستند که نه به جان، نه به مال و نه به حیثیتشان ضرر میزند (مثل نماز و روزه) اما اگر وظیفهای ضرری به جایی میزند، دیگر آن را قبول ندارند. تا آنجا که میفرماید اگر نماز هم به کار یا حیثیت یا جانشان ضرر میزد، آن را رها میکردند:«کما رَفَضوا اسْمَی الْفَرائِضِ وَ اشْرَفَها» همانطور که عالیترین و شریفترین فریضهها را رها کردند، نماز را هم رها میکردند. آن عالیترین و شریفترین فریضهها کدام است؟ «انَّ الْامْرَ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ فَریضَةٌ بِها تُقامُ الْفَرائِضُ» [امر به معروف و نهی از منکر] فریضه بزرگی است که سایر فرایض به وسیله آن بپا میشود. باید امر به معروف و نهی از منکر باشد تا نمازی باشد، تا زکاتی باشد، تا حجّی باشد، تا خمسی باشد، تا معاملاتی باشد، تا قانونی باشد، تا اخلاقی باشد. باز قسمتی از حدیث را حذف میکنم. فرمود:«انَّ الْامْرَ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ سَبیلُ الْانْبِیاءِ» همانا امر به معروف و نهی از منکر راه همه پیامبران است «مِنْهاجُ الصُّلَحاءِ، بِها تُقامُ الْفَرائِضُ وَ تَأمَنُ الْمَذاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظالِمُ وَ تُعْمَرُ الْارْضُ» [١] [شیوه همه صالحان است]، واجبات خدا به این وسیله بپا داشته میشود، راهها به این وسیله امن میگردد، کسبها به این وسیله حلال و مظالم به این وسیله بازمی گردد، زمین به این وسیله آباد میشود.
شما از اینجا بفهمید که حوزه امر به معروف و نهی از منکر تا کجاست؛ تا حدود آبادشدن زمین. خدا میداند آدم گاهی که یک چیزهایی را میبیند و در تاریخ اسلام مطالعه میکند، دود از کلّهاش بلند میشود که ما چه بودیم و چه شدیم! دلم میخواهد این کتاب الاحکام السُّلطانیه ماوردی را- که یکی از معتبرترین کتابهای اسلامی است و مخصوصاً اروپاییها و مستشرقین روی آن خیلی حساب میکنند- مطالعه کنید. این کتاب، نظامات اجتماعی اسلام را در حدود هزار سال پیش بیان کرده است. ببینید چه نظاماتی در دنیای اسلام بوده و اصلًا امر به معروف و نهی از منکر چه معنیای داشته و چه میکرده است! از آن مهمتر کتابی است به نام «معالم القربة فی احکام الحِسبة» که خوشبختانه این کتاب را ظاهراً یک مستشرق فرنگی از یکی از کتابخانههای ترکیه
[١]. فروع کافی، ج ٥/ ص ٥٥.