مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٨ - شرط دوم مهارت در به کار بردن وسایل تبلیغ، و شناسایی آنها
شریک، کمک و معاون بفرست. کاندید هم میکند؛ برادرم هارون از هر جهت مرد لایقی است، خدایا او را به کمک من بفرست.«کی نُسَبِّحَک کثیراً. وَ نَذْکرَک کثیراً» [١] برای چه؟ اخلاص خودش را ذکر میکند: خدایا ما هیچ هدفی نداریم جز اینکه مسبّح تو را در دنیا زیاد کنیم، حق پرست را در دنیا زیاد کنیم؛ برای این است که من این تقاضاها را از تو دارم و این کمکها را از تو میخواهم.
قرآن عین همینها را درباره پیغمبر اکرم ذکر میکند ولی به صورت امور تحقق یافته. در مورد موسی به صورت خواسته او ذکر میکند که البته مستجاب شد. معلوم میشود که خدا پیغمبر را نیز برای همین هدف و رسالت و ایده مؤید کرد به همان خواستهای موسی بن عمران. میفرماید:«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. الَمْ نَشْرَحْ لَک صَدْرَک» ای پیامبر، ای حبیب ما، آیا ما سینه تو را باز نکردیم؟ (سینه باز در عربی کنایه از روح وسیع است) آیا روح تو را وسیع نکردیم؟ تو را دریادل نکردیم؟ «وَ وَضَعْنا عَنْک وِزْرَک». «وِزْر» یعنی بار سنگین. به گناه هم که وزر میگویند به خاطر این است که گناه برخلاف حسنه (کار خوب) که برای انسان حکم بال و نیرو را دارد و انسان را پرواز میدهد و به او نیرو میبخشد، برعکس حکم بار را دارد و انسان را از حرکت باز میدارد.
موسی گفت:«یسِّرْ لی امْری» کار مرا آسان کن، اینجا میگوید:«وَ وَضَعْنا عَنْک وِزْرَک» بار سنگین را از دوش تو برداشتیم.«ا لَّذی انْقَضَ ظَهْرَک» [٢]. این خیلی عجیب است! برای توضیح معنی «انْقَضَ» مثالی ذکر میکنم: اگر بالای یک سقف چوبی، بار سنگینی مثلًا جمعیت زیادی باشد که دیگر این سقف توانایی نگهداری آن را نداشته باشد، یک وقت به اصطلاح عامیانه خودمان صدای جرق جرق سقف را میشنویم. عرب اینجا میگوید: «انْقَضَ» یعنی چوبهای سقف به صدا درآمد، که اگر بار یک مقدار زیادتر باشد سقف میشکند. میفرماید: ای پیغمبر! این بار سنگین، ستون فقرات تو را مثل آن چوبها به صدا درآورده بود، کمرت را خم کرده بود، پشتت را شکسته بود. بعد پیغمبر را تسلیت میدهد:«فَانَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْراً. انَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْراً. فَاذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ. وَ الی رَبِّک فَارْغَبْ» [٣] هرگز از سختی نترس، سستیها در سختیهاست، سستیها در میان
[١]. طه/ ٣٣ و ٣٤.[٢]. انشراح/ ١- ٣.[٣]. انشراح/ ٥- ٨.