ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٦٠٦ - باب صدم در حقيقت عبوديّت
بد كار و ضايع روزگار را به منتقم حقيقى گذارد.
دوم- به فروتنى و تواضع با مردم سر كردن، و از شيمه كبر و عجب محترز بودن.
سوم- به كرم و سخا بودن و از شريطه توسّط و اقتصاد منحرف نشدن.
چهارم- با همه خلايق مهربان بودن و از عداوت و كينه و بغض، مجتنب بودن.
پنجم- معاشرت و اختلاط را از غبار نفاق و لوث تصنّع، خالص داشتن.
ششم- به صفت عدل موصوف بودن و از رذيله ظلم و ستم، تنحّى نمودن.
هفتم- ملازم خاموشى يا نصفت بودن (على اختلاف النّسخ) و به مضمون بلاغت مشحون،
«من كثر كلامه كثر خطاؤه».
، عمل نمودن.
و اصول معاملة الدّنيا سبعة، الرّضا بالدّون، و الايثار بالموجود، و ترك طلب المفقود، و بغض الكثرة، و اختيار الزّهد، و معرفة آفاتها، و رفض شهواتها، مع رفض الرّياسة، فاذا حصلت هذه الخصال بحقّها في نفس، فهو من خاصّة اللَّه تعالى، و عباده المقرّبين، و اوليائه حقّا
مىفرمايد كه: اصول معامله هر شخص با دنيا نيز هفت است:
يكى- به اندك از دنيا راضى بودن و در پى بسيار نبودن.
دوم- آنچه باشد از دنيا، صرف كردن و به مصارف خير رساندن و به اهل حاجت و فقر مدد و اعانت كردن.
سوم- آنچه نباشد طلب نكردن و در پى او نرفتن، و عمر عزيز كه سرمايه تحصيل كمالات است، در تحصيل او نباختن و به قدر ضرورت راضى شدن.
چهارم- مال بسيار و اقبال دنيا را مبغوض داشتن، و ادبار او را دوست داشتن، و به قليل او اكتفا نمودن، و شكر الهى بجا آوردن.
پنجم- به زهد و ترك دنيا و لذّات دنيا، رغبت داشتن و از حرام و شبهه مجتنب بودن.
ششم- از آفات دنيا و مهالك وى غافل نبودن.