ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٥٣ - باب نودم در بلاء
بردارد و آنچه بماند، از آن او باشد و اگر از آستين اندكى بلند بود، پيش نجّار مىرفت و مىگفت كه با تيشه خود اين زيادتى را ببر، كه كار ديگر از اين ساخته مىشود و آستين ديگر را به حال خود مىگذاشت، و چيزى كه از براى خانه مىخريد، به آنجا مىكرد و به خانه مىبرد.
اينان كه مقتدايان ما بودند، به اين آزار و زحمت و قناعت، بسر مىبردهاند. پس ما را اگر گاهى زحمتى روى دهد، يا از معاش تنگى بهم رسد و يا امراض جسمانى و روحانى استيلا يابد، سهل باشد و به خود هموار مىتوان كرد.
قال وهب: البلاء للمؤمن كالشّكال للدّابّة، و العقال للابل
وهب بن منبّه، كه يكى از اهل حال و قال است، مىگويد: بلا از براى مؤمن، مانند كلافه و زانوبند است از براى استر و شتر، و چنان كه بند و كلافه مانع است ايشان را از حركتهاى ناملايم و جست و خيزهاى نامناسب، كوفتها و بلاها هم مانع است مؤمن را از كارهاى نامناسب و حركتهاى ناملايم.
و قال امير المؤمنين عليه السّلام: الصّبر من الايمان كالرّأس من الجسد، و راس الصّبر البلاء و ما يعقلها إلّا العالمون
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد كه: صبر از براى ايمان، مانند سر است از براى جسد، چنان كه جسد بىسر حيات ندارد، همچنين ايمانى كه صبر با او نباشد قدر و اعتبار ندارد. و رأس صبر بلاست. يعنى: معنى صبر و وجود او، به وجود بلا معلوم مىشود و نمىرسند به اين مرتبه و معنى صبر، مگر صاحبان علم.