ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٥٥ - باب هفتاد و چهارم در باره صدق
اجسام، نقصان راه نمىيابد، همچنين صدق و راستى هم موجب نورانيّت ساير قوا است و از كمال او چيزى كم نمىشود.
و الصّادق حقّا هو الّذى يصدّق كلّ كاذب بحقيقة صدق ما لديه، و هو المعنى الّذى لا يسمع معه سواه، او ضدّه مثل آدم عليه السّلام، صدّق ابليس في كذبه حين اقسم له كاذبا لعدم ما به من الكذب في آدم عليه السّلام
مىفرمايد كه: صادق به حقّ و حقيقت كسى است كه، تصديق كند و راست داند قول هر كاذب را، چه آنچه نزد او است، حقيقت صدق است و از معنى كذب و حقيقت ناراستى، عارى است و به اعتقاد او كذب و دروغ وجود ندارد. از اين جهت هر چه مىشنود، از هر كه باشد خواه راست و خواه دروغ، قياس به خود همه را راست مىپندارد. مثل حضرت آدم عليه السّلام كه چون صادق حقيقى بود و از شوائب دروغ و حيله خالى بود، گول از شيطان خورد و قسم دروغ او را قبول كرد. و خداوند عالم نيز اشارت به اين نمود كه:
وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً. (طه- ١١٥)
يعنى: نيافتيم ما آدم را كه اراده مخالفت حكم خدا كند، امّا چون ابليس قسم دروغ خورد، گفته او را راست پنداشت و كرد آنچه كرد.
و لانّ ابليس أبدع شيئا، كان اوّل من أبدعه و هو غير معهود ظاهرا و باطنا، فخسر هو بكذبه على معنى لم ينتفع من صدق آدم عليه السّلام على بقاء الابد
و به سبب اين بدعت بد، كه از شيطان ناشى شد و اختراع دروغ كه كرد، گرديد شيطان اوّل كسى كه بدعت گذاشت در روى زمين، و احداث نمود چيزى كه هرگز نبود، نه به حسب ظاهر و نه به حسب باطن، و به خيال كسى هم نمىگذشت. و به سبب اين بدعت، خاسر و زيانكار شد، و به اين دروغ كه به آدم عليه السّلام گفت و فريب