ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٠٣ - باب شصت و چهارم در آداب امر به معروف و نهى از منكر
نچشيدهاند. امثال اين جماعت را به يك بار به عبادات شاقّه تكليف نكند، كه موافق حكمت نيست و باعث نفرت ايشان مىشود.
چنان كه مشهور است كه: واعظى تارك صلاتى را به مواعظ و نصايح، ترغيب به نماز كرد و آداب نماز به او تعليم داد و گفت: چند روز در اوقات نماز با من باش و وظايف واجبات و سنن با من بجا آر، تا خوب به آداب نماز از علمى و عملى باخبر شوى. آن شخص قبول كرد، اوّل طلوع فجر كه شد، تائب را بيدار كرد كه برخيز و نماز كن، تائب از خواب برخاست و با عابد به نماز ايستاد و مشغول نماز شد و بعد از نماز او را به تعقيب نماز مشغول كرد تا قريب به چاشت شد، تائب برخاست تا بر سر كارى رود و تحصيل معاشى كند، هنوز كارى فيصل نداده بود كه پيشين شد، آواز داد كه: تائب بيا، كه وقت نماز است، تائب كار را ناقص گذاشته به خدمت عابد آمد، عابد او را به نماز نافله مشغول كرد و بعد از نافله به واجبى، و بعد از واجبى به سنّتى عصر، و بعد از او به واجبى، و بعد از او به تعقيب، تا قريب پسين شده و همچنين مغرب و نافلهها تا قريب به نصف شب.
حاصل: جميع كارهاى تائب منحصر شد به نماز و تعقيب نماز و اوراد، و از ساير كارها و تحصيل معاش باز ماند. پس گفت: نماز كار بيكاران بوده و به حال اوّل معاودت نمود. غرض، هر كار كه موافق حكمت نيست، محكم نيست و عاقبت خير ندارد.
ششم آنكه- از مكر نفس و كيد شيطان، غافل نشود و از حوادث و سوانح روزگار هر چه رو دهد، ملازم صبر و شكر باشد، و اگر از مردم و از كسانى كه در مقام اصلاح ايشان است، حركت ناملايمى نسبت به واعظ واقع شود، در مقام تلافى و تدارك نشود، و شكوه ايشان به كس نكند، و اظهار عبوس و ترشرويى ننمايد، و از غلظت و تندى و درشتى احتراز كند، و نيّت خود را از اغراض فاسده خالص دارد، و عوض همه اينها از خدا خواهد. و اگر با او مخالفت نمايند و جفا كنند، صبر كند. و اگر موافقت نمايند و گفته او را قبول كنند، شكر كند. و در همه حال كار خود به خدا گذارد و از عيب خود غافل نباشد.