ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣١٧ - باب چهل و نهم در حرمت غيبت
پس هر گاه دانستى كه ريا به چه مرتبه معيوب است و مرائى به چه مرتبه مغبون است، پس بايد در هنگام بندگى و عبادت، نظر كنى كه، كه را بندگى مىكنى؟ و كه را مىخوانى؟ و از كه اميد احسان دارى؟ و از كه مىترسى؟ غرض آنكه: بايد در وقت عمل، ملحوظ و منظور، غير معبود نباشد و غير او به خاطر نگذرد، تا در خواندن: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (حمد- ٥)، و مانند اين، منافق و دروغگو نباشى.
و اعلم انّك لا تقدر على اخفاء شيء من باطنك عليك، و تصير مخدوعا بنفسك
مىفرمايد كه: چون تو قدرت ندارى كه از خود زايل كنى و پوشيده دارى چيزى را كه ظاهر مىشود از باطن تو، از مخاطرات شيطانى و تخيّلات نفسانى، از فريب نفس امّاره خلاصى ندارى و گول از او مىخورى، گمانت اين است كه گول خدا هم مىتوانى زد و فريب او مىتوانى داد، نه اين چنين است. بلكه حضرت او، عزّ اسمه، به كلّ ذرّات عالم و هر چه در سينه كسى خطور مىكند، عالم و دانا است.
پس اين ريا كه مىكنى و خدعه به خدا مىكنى، خدعه به خود كردهاى و فريب خود دادهاى، نه او.
قال اللَّه عزّ و جلّ: يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا، وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ. (بقره- ٩)
چنان كه خداوند عالم در قرآن مجيد فرموده كه: خدعه مىكنند منافقان با خداى و با مؤمنان، و فريب ايشان مىدهند و نمىدانند كه خدعه نمىكنند مگر به خود، گول نمىزنند مگر به خود. مرائى هم چنان كه گذشت، در حكم منافق است، پس او هم در عموم آيه داخل است.
و اكثر ما يقع الرّياء في البصر، و الاكل، و الكلام، و المشى، و المجالسة، و اللّباس، و الضّحك، و الصّلوة، و الحجّ، و الجهاد، و قراءة القران، و سائر