ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣١٨ - باب چهل و نهم در حرمت غيبت
العبادات الظّاهرة
مىفرمايد كه: اكثر ريا در اعضاى ظاهره و افعال ظاهره مىرود. مثل چشم.
رياى چشم: عبارت از نگاه كردن از روى عجز و انكسار است. يعنى: از روى سالوسى نگاه كند كه تا مردم به حكم:
«الظّاهر عنوان الباطن».
از خضوع ظاهر، به خضوع باطن منتقل شوند، و او را صالح و متّقى دانند. و وجه تخصيص به بصر، زيادتى ظهور او است در بصر. در افعال ظاهره هم ريا مىرود، مثل نماز و حجّ و جهاد و قرائت قرآن و ساير عبادات ظاهره، و در ميان عملها، عملى كه ريا در او كمتر راه دارد، روزه است. و از اذكار:
«لا اله إلّا اللَّه».
از اين جهت روزه به شرف نسبت
«الصّوم لي».
، مشرّف شد. و ذكر مذكور به شرف:
«من كان آخر قوله: لا اله إلّا اللَّه، دخل الجنّة».
، به حليه زينت در آمد.
و رياى اكل: به دو طريق متصوّر است:
يكى- كم خوردن به قصد فريب مردم.
دوم- بسيار خوردن به قصد تنفّر مردم از او، و اين جماعت را ملامتيّه مىگويند. و به همين قياس، تكلّم و مجالست و غير اينها.
و من اخلص للَّه باطنه، و خشع له بقلبه، و راى نفسه مقصّرا بعد بذل كلّ مجهود، وجد الشّكر عليه حاصلا، فيكون ممّن يرجى له الخلاص من الرّياء و النّفاق، اذا استقام على ذلك في كلّ حال
مىفرمايد كه: هر كه خالص كرد باطن خود را از براى خدا، از لوث مشتهيات نفسانى و در ظاهر و باطن و از دل و زبان، ملازم خضوع و خشوع شد و با اين مراتب، معترف به تقصير خود شد و وقعى و اعتبارى به خود و عبادت خود راه نداد و در هر مرتبه خود را مقصّر دانست و از طريقه شكرگزارى تجاوز نكرد و انحراف نورزيد، به همين حال مستقيم و باقى ماند، چنين كسى با اين شرايط مىتوان گفت كه: از ريا خالص و به اين رذيله موسوم نيست.