ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢١٧ - باب سى و يكم در بيان زهد
منظور نباشد. چنان كه گذشت كه:
من تركها اقبلت عليه.
، و اگر فرج، اعمّ از فرج دنيا و آخرت باشد و فرج آخرت، محمول به لذّات جسمانى باشد و بس، نه اعمّ از جسمانى و روحانى، به حقيقت زهد چنان كه گذشت، مناسبتر خواهد بود.
و لا طلب محمدة عليها، و لا عوض بها، بل ترى فوتها راحة و كونها آفة، و تكون ابدا هاربا من الآفة معتصما بالرّاحة
و نيز بايد كه زاهد را از زهد، غرض حمد كردن مردم هم نباشد و عوض نيز منظور نباشد، حتّى نعيم آخرت، بلكه فوت دنيا را و لذّات دنيا را، راحت خود شناسد و بودن او را آفت داند و هميشه از او، هارب و گريزان باشد.
و الزّاهد الّذى يختار الآخرة على الدّنيا، و الذّلّ على العزّ، و الجهد على الرّاحة، و الجوع على الشّبع
مىفرمايد كه: زاهد كسى است كه اختيار كند آخرت را بر دنيا و خفّت را بر عزّت و مشقّت را بر راحت و گرسنگى را بر سيرى، مىتوان گفت كه: سه فقره اخير از لوازم فقره اوّل است و اختيار كردن آخرت بر دنيا، لازم دارد خفّت و مشقّت و گرسنگى را. چه، به مقتضاى احاديث و اخبار، سيرى نشأتين و راحت نشأتين و عزّت هر دو، جمع نمىشود و سيرى هر يك موجب گرسنگى ديگر است و عزّت هر كدام، مورث خفّت ديگر است و همچنين.
و عافية الاجل على محبّة العاجل، و الذّكر على الغفلة، و تكون نفسه في الدّنيا و قلبه في الآخرة
يكى ديگر از صفت زهد آن است كه اختيار كند عافيت آخرت را بر محبّت دنيا و هميشه منظور نظرش، ادراك مراتب عاليه آخرت و خلاصى از دركات هاويه دنيا باشد و نيز اختيار كند ذكر الهى را بر غفلت. يعنى: هرگز از ياد محبوب حقيقى و معشوق تحقيقى، غافل نشود و چنان باشد كه بدن او در دنيا باشد و دل و