ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٤٦ - باب نودم در بلاء
و من لا يقضى حقّ الصّبر في البلاء حرم قضاء الشّكر في النّعماء، كذلك من لا يؤدّى حق الشّكر في النّعماء يحرم قضاء الصّبر في البلاء، و من حرمهما فهو من المطرودين
مىفرمايد: نيست خير و خوبى در بندهاى كه شكايت كند از محنتى كه پيش از آن محنت به چندين نعمت متنعّم بوده است و در عقب هم به چندين نعمت متنعّم خواهد بود در دنيا و آخرت، و هر كه بجا نمىآرد حقّ صبر را در هنگام نزول بلا، البتّه بجا نمىآرد، حقّ شكر را در وقت وسعت و رخا، و همچنين به عكس. هر كه بجا نمىآرد، حقّ شكر را در وقت وسعت و فراخى نعمت، بجا نمىآرد حقّ صبر را در بلا و تنگى، و هر كه از هر دو محروم است، نه صبر دارد در بلا و نه شكر در نعمت، پس او از جمله مطرودين است و از رحمت الهى محروم است.
و قال ايّوب في دعائه: اللّهمّ قد اتى علىّ سبعون في الرّخاء، و اتى علىّ سبعون في البلاء
مىفرمايد كه: حضرت ايّوب عليه السّلام در مناجات مىگفت: خداوندا، هفتاد سال مرا به انواع نعمتها پروردى و به اقسام كرامتها گرامى داشتى، اگر هم مدّت هفتاد سال به بلاها و آفتها، ممتحن دارى تواند بود. و در همه حال بنده ضعيف توأم و به هر چه فرمائى فرمانبردارم.
حضرت ايّوب عليه السّلام به سه واسطه، فرزند اسماعيل پسر إبراهيم عليه السّلام است، و مادرش از اولاد لوط عليه السّلام است، حق تعالى او را مال بسيار داده بود و خلعت نبوّت به او پوشانيده و از وهب بن منبّه مروى است كه از مردمان آن روزگار، هيچ كس توانگرتر از ايّوب نبود و تمام سهيل و شام و جبل در تصرّف او بود و او را گاو و گوسفند و شتر و اسب و باغات مشحون از اصناف اشجار، از حدّ حصر متجاوز بود و پانصد جفت گاو كشت داشت و بر هر جفتى غلامى موكّل كرده بود.
و چهار صد غلام شبان و ساربان داشت و با هر غلامى زن و فرزند و مال و تجمّل