ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٤٥ - باب نودم در بلاء
هر كه ادراك لذّت صبر كرد و كيفيّت آن را دريافت، شوق آن را دارد و بعد از زوال بلا، خواهان آن لذّت است، چرا كه حكيم على الاطلاق به مقتضاى حكمت و عدالت، قرار داده است و گذاشته است در زير آتشهاى بلا و محنت، انوار سرور و نعمت، و گذاشته است در زير انوار نعمت، آتشهاى بلا و محنت، چه بسيار آدميان كه به وسيله بلاها و محنتها از عذاب آخرت نجات يافتند، و چه بسيار كه به وسيله نعمت دنيا به هلاكت رسيدند و مستحقّ عذاب و عقاب شدند.
و ما اثنى اللَّه تعالى على عبد من عباده من لدن آدم عليه السّلام إلى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله إلّا بعد ابتلائه و وفاء حقّ العبوديّة فيه، فكرامات اللَّه تعالى في الحقيقة نهايات بداياتها البلاء
مىفرمايد كه: خداى تعالى مدح نكرده است هيچ بندهاى از بندگان خود را از زمان آدم تا خاتم، مگر بعد از امتحان كردن او به بلاهاى شديده و بعد از اتيان او به حقّ عبوديّت الهى. پس به تأمّل ظاهر مىشود كه عزّتهاى الهى به بنده خودش در آخرت، نهاياتى است كه ابتداى آن امتحانات عظيمه و بلاهاى شديده است، كه جناب عزّت به او كرده در دنيا. و في الواقع عزّتها و كرامتهاى آخرت، نتيجه بلاهاى دنيوى است و عزّتهاى دنيوى بداياتى است كه نهايت آن بلاهاى اخروى است و بلاهاى اخروى نتيجه عزّتهاى دنيوى است، چنان كه مقتضاى عدالت است.
و من خرج من شبكة البلوى جعل سراج المؤمنين، و مونس المقرّبين و دليل القاصدين
مىفرمايد هر كه بيرون رفت از دام بلاها و خلاص شد از كوره گداز و از كدورتها و آلودگىها پاك شد و خالص شد، گرديد چراغ مؤمنين و راهنماى مؤمنين، و مؤمنان از او راه مىيابند، و مونس مقرّبان الهى مىشود، و دلالتكننده و مقصد رساننده اهل مقاصد و حاجات مىگردد.
و لا خير في عبد شكا من محنة تقدّمها آلاف نعمة، و اتّبعها آلاف راحة،