ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٠٨ - باب چهل و هشتم در نكوهش مراء
بر خصم، و اين نيز غرض فاسد و خصلت كاسد است و مذموم است.
أو يعلمه صاحبك فتركت حرمته، و لم تنزله منزلته
يا خصم تو، محقّ است و علم دارد به آنچه مىگويد و تو رعايت حرمت او نمىكنى و فرود نمىآرى او را بجاى خود. و اين نيز ظلم است و مذموم است و خصلت بد است.
و هذا كلّه محال لمن انصف و قبل الحقّ
و هر كدام از اين چهار احتمال، محال است و باطل. چنان كه به تفصيل مذكور شد.
و من ترك المماراة فقد اوثق ايمانه، و احسن صحبة دينه، و صان عقله
و هر كه ترك كرد مجادله را، پس به تحقيق كه محكم كرده است ايمان خود را، و نيكو داشته است صحبت دين خود را، و حفظ كرده است عقل خود را از امتزاج و اختلاط به خواهش نفسانى. يا مراد حفظ عقل باشد از نقصان.
و مؤيّد اين حال است قول حكما كه: «انّ ملكة التّوثّب كملكة التّخيّل في ايراث الوهن في المدرك»، يعنى: چنان كه ملكه تخيّل، موجب تزييف عقل است و عقل را نابود مىكند، ملكه مجادله نيز، موجب وهن و تضييع عقل است.