ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٠٧ - باب چهل و هشتم در نكوهش مراء
فلان! من به دين خود عارف هستم و راه حقّ بر من واضح است، اگر تو جاهلى و راه به دين خود نبردهاى، برو و طلب دين خود كن كه منازعه و مجادله كار ما نيست و مرا به اين صفت خبيث راهى نه.
و انّ الشّيطان ليوسوس للرّجل و يناجيه، و يقول: ناظر النّاس في الدّين لئلّا يظنّوا بك العجز و الجهل
مىفرمايد كه: منشأ مجادله و مناظره، وسوسه شيطان است به آدمى و شيطان به آدمى وسوسه مىكند و مىگويد كه: بحث كن با علما، در مسائل دينى تا مردم نگويند كه: تو عاجزى و جاهلى.
ثمّ المراء لا يخلو من اربعة اوجه
مىفرمايد كه: مباحثه و مجادله در مسائل علمى، خالى از چهار احتمال نيست.
امّا ان تتمارى أنت و صاحبك فيما تعلمان، فقد تركتما بذلك النّصيحة، و طلبتما الفضيحة، و اضعتما ذلك العلم
يكى- آنكه مباحثه در مسألهاى است كه هر دو علم به او دارند و در مدّعا هر دو متّفق هستند و نزاع ايشان در صحّت و فساد دليل است، و اين نيست مگر ترك نصيحت و اظهار فضيلت، و اين عين فضيحت است و رسوائى. چرا كه به اتّفاق در مدّعا جدل كردن، در دليل فايده چندان ندارد، چه فساد دليل مستلزم فساد مدّعا نيست، هر چند عكس لازم است.
او تجهلانه فاظهرتما جهلا
دوم- آنكه هر دو جاهل باشند و هيچ كدام راه به حق نبرده باشند و از راه جهل و نادانى با هم مجادله كنند، مباحثهاى اين چنين نيز غير اظهار جهل فايدهاى ندارد.
و امّا تعلمه أنت فظلمت صاحبك بطلبك عثرته
سوم- آنكه تو عالمى به مسأله و غرض تو از مباحثه، اظهار تسلّط و تفوّق است