فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٢٣ - كالاى برادران يوسف - - - > همين مدخل، برادران يوسف، سرمايه برادران يوسف
قدرت برادران يوسف---) همين مدخل، برادران يوسف، ادعاى برادران يوسف
قسم برادران يوسف
٢٧١. سوگند برادران يوسف، مبنى بر بازگرداندن بنيامين به پدر:
قالَ لَن ارسِلَهُ مَعَكُم حَتّى تُؤتونِ مَوثِقًا مِنَ اللَّهِ ... فَلَمّا ءاتَوهُ مَوثِقَهُم قالَ اللَّهُ عَلى ما نَقولُ وكيل. [١]
يوسف (١٢) ٦٦
٢٧٢. سوگند ياد كردن برادران براى بازگرداندن بنيامين، در صورت توانايى، شرط يعقوب عليه السلام براى فرستادن بنيامين:
قالَ لَن ارسِلَهُ مَعَكُم حَتّى تُؤتونِ مَوثِقًا مِنَ اللَّهِ لَتَأتُنَّنى بِهِ الّا ان يُحاطَ بِكُم .... [٢]
يوسف (١٢) ٦٦
٢٧٣. سوگند برادران در حضور يوسف عليه السلام و كارگزارانش، براى تنزيه خود از سرقت و نداشتن قصد فسادگرى و خرابكارى در مصر:
قالوا تاللَّهِ ... ما جِئنا لِنُفسِدَ فِىالارضِ وما كُنّا سرِقين.
يوسف (١٢) ٧٣
٢٧٤. سوگند برادران، جهت هشدار به پدر از خطر فرسايش جسمى و مرگ در اندوه و فراق يوسف عليه السلام:
قالوا تاللَّهِ تَفتَؤُا تَذكُرُ يوسُفَ حَتّى تَكونَ حَرَضًا او تَكونَ مِنَ الهلِكين.
يوسف (١٢) ٨٥
٢٧٥. سوگند برادران به خداوند، در مقام اعتراف به برترى يوسف عليه السلام بر آنان:
قالوا تاللَّهِ لَقَد ءاثَرَكَ اللَّهُ عَلَينا ....
يوسف (١٢) ٩١
٢٧٦. سوگند برادران يوسف (باقيمانده در كنعان) مبنى بر نادرستى پندار يعقوب عليه السلام در مورد زنده بودن يوسف عليه السلام:
قالوا تاللَّهِ انَّكَ لَفى ضَللِكَ القَديم.
يوسف (١٢) ٩٥
٢٧٧. پايبندى برادران يوسف به عهد و سوگند، باعث چارهانديشى آنان در بازداشت بنيامين:
... قالَ كَبيرُهُم الَم تَعلَموا انَّ اباكُم قَد اخَذَ عَلَيكُم مَوثِقًا مِنَ اللَّهِ ....
يوسف (١٢) ٨٠
قصّه برادران يوسف---) همين مدخل، برادران يوسف، سرگذشت برادران يوسف
كارگزاران يوسف و برادران---) همين مدخل، برادران يوسف، افترا به برادران يوسف، برادران يوسف و كيفر سارق، سرمايه برادران يوسف، سؤال برادران يوسف
كالاى برادران يوسف---) همين مدخل، برادران يوسف، سرمايه برادران يوسف
[١] . مقصود از «موثق» هر چيزى است كه قابل اعتماد باشد. (الميزان، ج ١١، ص ٢١٦؛ مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٣٧٩) مراد از «موثق» در اينجا «عهد و پيمان» است كه به دليل «لام» قسم در «لتاتنّنى»، عهد و پيمانى است همراه با سوگند. «من اللَّه» بيانگر اين است كه بايد سوگند به نام خدا و پيمان و عهد با او باشد. آوردن سوگند و پيمان (حتّى تؤتون موثقاً من اللَّه) يعنى سوگند ياد كردن و پيمان بستن.
[٢] . يعقوب عليه السلام از فرزندانش انتظار نداشت در حفظ بنيامينو بازگرداندن او، خويش را به خطر مرگ اندازند، لذا از فرزندانش خواست در سوگندشان بر محافظت از بنيامين و باز گرداندن او، صورت عذر و ناتوانى را استثنا كنند. (الميزان، ج ١١، ص ٢١٦)