با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٤ - نقش امام زين العابدين(ع) در استمرار پيام
كه ثروت علمى هنگفتى را در قالب دعا به يادگار مىگذارد و در پرتو آن امور گوناگونى را در زمينههاى تربيتى، عرفانى، اجتماعى و سياسى چاره انديشى مىكند.
٤. امام (ع) و مسأله انتقامگيرى از قاتلان حسين (ع): در تاريخ قرائن و شواهد بسيارى موجود است مبنى بر اين كه رهبرى گرفتن انتقام از قاتلان حسين (ع) به دست امام سجاد (ع) بود. تفصيل اين مطلب از حوصله بحث بيرون است. [١] ولى ما مىبينيم كه آن حضرت در دعاهاى مستمر شب و روز خويش به اين مسأله اهتمام مىورزد.
قاضى نعمان گويد: على بن الحسين (ع) هر شب و روز دعا مىكرد كه خداوند كشته شدنِ قاتل پدرش را به او نشان دهد. پس از آنكه مختار قاتلان حسين (ع) را كشت، سرهاى كشته عبيدالله زياد و عمر سعد را همراه با فرستادهاى از سوى خود نزد على بن الحسين (ع) فرستاد و به او گفت كه امام سجاد (ع) شبها را نماز مىگزارد و چون صبح كند و نماز صبح را بگزارد مىخوابد. آن گاه بر مىخيزد (و مسواك مىزند). سپس برايش غذايى مىآورند.
چون به در خانهاش رسيدى درباره او بپرس، هرگاه گفتند كه سفره در حضور ايشان پهن است، اجازه بگير و سرها را روى سفرهاش بگذار و بگو: «مختار شما را سلام مىرساند و مىگويد: اى فرزند رسول خدا (ص) خداوند انتقام شما را گرفت». فرستاده چنين كرد و همين كه على بن الحسين (ع) سرها را روى سفرهاش ديد، براى خدا به سجده افتاد و گفت: سپاس خدايى را كه دعايم را اجابت كرد و انتقام مرا از قاتلان پدرم گرفت. نيز براى مختار دعا كرد و براى او پاداش خير خواست». [٢]
ميزان تأثيرگذارى امام (ع) از عكس العمل حكومت به خوبى پيداست؛ كه به مواردى از آن اشاره مىشود:
١. آزار رساندن و دشنام دادن وى بر منبر: سبط ابن جوزى از ابن سعد نقل مىكند كه والى مدينه، هشام بن اسماعيل مخزومى، على بن الحسين (ع) را مىآزرد و على (ع) را بر منبر دشنام مىداد و ناسزا مىگفت. [٣]
[١]. ر. ك: ذوب النضار، ص ٩٧- ٩٨ و ١٤٤.
[٢] . شرح الاخبار، ج ٣، ص ٢٧٠.
[٣] . تذكرة الخواص، ص ٣٢٨.