با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٥ - اقوال درباره محل دفن سر حسين(ع)
خوارزمى حكايت مىكند: «سليمان بن عبد الملك بن مروان، پيامبر (ص) را به خواب ديد كه گويا با او نيكى و مهربانى مىكند. پس حسن بصرى را فرا خواند و داستان را برايش گفت و تأويل آن را پرسيد. حسن گفت: شايد درباره خاندانش كار نيكى كردهاى. سليمان گفت: من سر حسين بن على (ع) را در گنجينه يزيد بن معاويه پيدا كردم. پس آن را با پنج پارچه ديبا پوشاندم و همراه گروهى از يارانم بر آن نماز خواندم و به خاك سپردم. حسن گفت: پيامبر (ص) به سبب اين كار از تو خوشنود شده است. پس به حسن بصرى نيكى كرد و فرمان داد به او جايزه دادند». [١]
ابن جوزى گويد: «ابن ابى الدنيا نوشته است كه آنان در گنجينه يزيد سر حسين (ع) را ديدند و آن را كفن كردند و در دمشق، كنار باب الفراديس دفن كردند». [٢]
وى اين مطلب را در «الرّد على المتعصّب العنيد» نيز به نقل از ابن ابى الدنيا از حديث عثمان بن عبد الرحمن از محمد بن عمر بن صالح آورده و سپس خبر را آن طور كه در «المنتظم» آمده، نقل كرده وسپس گفته است: «و عثمان و محمّد نزد اهل حديث چيزى نيستند و روايت نخست- يعنى دفن در بقيع- درست است». [٣]
ابن نما به نقل از منصور بن جمهور گويد: « (سليمان) وارد گنجينه يزيد بن معاويه شد چون آن را گشود، خمى بزرگ وسرخ رنگ در آن ديد. پس به غلامش سليم گفت:
اين را نگهدار، كه گنجى از گنجهاى بنى اميه است. چون آن را باز كرد، سر حسين (ع) در آن بود كه با رنگ سياه خضاب گشته بود. پس به غلامش گفت: پارچهاى برايم بياور.
چون آورد، آن را درونش پيچيد و در دمشق كنار باب الفراديس، كنار برج سوم در سوى مشرق دفن كرد». [٤]
سپس به نقل ديگر اقوال مىپردازد و قولى را كه در كربلا دفن شده است مىپذيرد. [٥]
[١] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٥؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٤٥. مضمون خواب در نظم در السمطين، ص ٢٢٦ و الاتحاف، ص ٧٠ نيز نقل شده است.
[٢] . المنتظم، ج ٥، ص ٣٤٤.
[٣] . الرّد على المتعصّب العنيد، ص ٥٠؛ نيز ر. ك: جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٢٩.
[٤] . جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٢٩.
[٥] . مثير الاحزان، ص ١٠٦.