با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٤ - اقوال درباره محل دفن سر حسين(ع)
اما سخن ابن حجر مبنى بر اينكه يزيد سر و خانواده حسين (ع) را به مدينه فرستاد، با گذشتن آنها از كربلا و دفن سر در آنجا و سپس رفتن آنان به مدينه منافاتى ندارد؛ و خبر بلاذرى پيرامون بازگشت سر شريف از مدينه به شام خواهد آمد. [١]
٤. شام: بلاذرى گويد: كلبى گفت: يزيد سر او را به مدينه فرستاد. پس آن را بر چوبى نصب كردند و سپس به دمشق بازگرداندند و در آنجا در ديوارى دفن گرديد و به قولى در دار الاماره و به قولى در گورستان. [٢]
گويند: مقصود از ديوار، باغ يا بوستان و منظور از دارالاماره، قصر الخضراء (كاخ سبز) بود كه در كنار مسجد اموى و در سوى جنوب آن واقع بود. [٣]
گويد: «و سر حسين (ع) در ديوارى در دمشق دفن گرديد، ديوار قصر يا ديوارى ديگر؛ گروهى گفتهاند: در قصر گودالى عميق كندند و آن را دفن كردند». [٤]
ابن عساكر به نقل از ريّا مىنويسد: «سر در انبارهاى سلاح ماند تا آنكه سليمان بن عبد الملك به حكومت رسيد. او به دنبال آن فرستاد و چون نزد وى آوردند خشك شده بود و استخوانى سفيد باقى مانده بود. سپس آن را درون سبدى نهاد و خوشبو كرد و رويش پارچه انداخت و در قبرستان مسلمانان دفن كرد. چون عمر بن عبد العزيز به حكومت رسيد، دنبال انباردار- انباردار اسلحه خانه- فرستاد كه سر حسين (ع) را نزد من بفرست. او نوشت و سليمان آن را گرفت و درون سبدى نهاد و برآن نماز خواند و دفنش كرد، و اين سخن نزد او درست آمد. هنگامى كه مسوّده وارد شدند از جاى سر پرسيدند پس آن را نبش كردند و برداشتند. و خدا مىداند كه پس از آن چه كردند». [٥] ابن كثير گويد:
مسوّده يعنى بنى عباس. [٦]
[١] . انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤١٩.
[٢] . همان.
[٣] . عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٣٤١.
[٤] . انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤١٦.
[٥] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٧، ص ٤٢١.
[٦] . البداية والنهاية، ج ٨، ص ٢٠٥. اوّل اين روايت در جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢١١ و الاتحاف، ص ٦٩ نقل شده است.