با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠ - معاويه، بنيانگذار حكومت سياه اموى
بدين ترتيب پايههاى حكومت اموى در شام استوار گشت و مىرفت تا نقشه ابوسفيان به اجرا در آيد، كه پس از استقرار خلافت عثمان گفته بود: «اى بنى اميه، قدرت و حكومت را همانند گوى به دست گيريد. به آن كسى كه ابوسفيان به او سوگند مىخورد، من پيوسته آرزومند بودم كه خلافت به دست شما برسد و شما بايد آن را براى فرزندانتان به ارث بگذاريد.» [١]
صاحب خطط مىنويسد: عثمان با توجه به سالمند بودنش پيوسته تحت تأثير مروان و بنى اميه بود. پس از شش سال از خلافت عثمان، مردم حجاز و ديگر مناطق به دشمنى با او برخاستند. گروهى از اصحاب رسول خدا (ص) اجتماع كردند و طىّ نامهاى، امورى چند را به او ياد آور شدند. از جمله اينكه بيست درصد ماليات افريقيه را به مروان بخشيده وخود او نيز دست به ساخت و ساز زده است. آنان هفت خانه را شمردند كه در مدينه بنا كرده است: خانهاى براى نائله، خانهاى براى عايشه و ديگر أعضاى خانواده و دخترانش. مروان در ذى خشب كاخها ساخته واموال خمس را كه به خدا و رسول او تعلق دارد، در آنجا گرد آورده است. كارگزارى ولايت را ميان اعضاى خانواده و عموزادگان اموى خويش تقسيم كرده است؛ آن هم در ميان نوجوانان وجوانانى كه نه سابقه مصاحبت با رسول خدا (ص) را دارند ونه تجربهاى در امور. [٢] تا آنكه فتنه قتل عثمان رخ داد.
محمد فريد وجدى مىنويسد: پس از كشته شدن عثمان بن عفان و خلافت يافتن على بن ابىطالب (ع) كه از قريش بود، ميان دو خاندان اموى و قريشى اختلاف بروز كرد.
مردم به سوى عصبيت جاهلى فرا خوانده شدند و معاوية بن ابىسفيان اموى، حاكم شام در پيشاپيش كسانى بود كه در آتش اين فتنه مىدميد. او به خونخواهى عثمان برخاست و على بن ابىطالب (ع) را متّهم ساخت كه مردم را به كشتن او تشويق كرده است. در طول بيست سال حكومت وى بر شام، مردم از امور خلافت، جز آنچه او برايشان مىخواست چيزى نمىدانستند. گروههايى برگرد او جمع شدند كه بيشترشان از قبايل پراكنده عرب
[١] . الغدير، ج ٨، ص ٢٧٨.
[٢] . خطط الشام، ج ١، ص ١٠٣.