با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧ - تمثل جستن يزيد به ابيات ابن زبعرى
اى كاش پدرانم كه در بدر كشته شدند ناله كشتگان از دم شمشير خزرج را مىشنيدند؛
و شادى مىكردند و ديگران را در شاديشان شركت مىدادند و سپس مىگفتند: يزيد، دست مريزاد!
من از خندف نيستم اگر از رفتار فرزندان احمد (ص) انتقام نگيرم!
هاشم پادشاهى را به بازى گرفت و گر نه، نه خبرى (از خدا) رسيد و نه وحيى فرود آمد!
ما انتقام خويش را از على گرفتيم و سوار چونان شير ژيان را كشتيم؛
و سواران و بزرگانشان را كشتيم و اين با كشتگان ما در بدر برابر شد. [١]
چند ملاحظه
١. يزيد در اين مقام به ابيات ابن زبعرى تمثّل جست. اما اصل اشعار را ابن هشام (متوفاى سال ٢١٣ يا ٢١٨)، [٢] محمد بن سلام جمهى (متوفاى سال ٢٣١) [٣] و جاحظ (متوفاى سال ٢٥٥) [٤] نوشتهاند و قديمترين و كاملترينش در سيره ابن هشام آمده است.
اما ابن زبعرى؛ ابو سعد، عبد الله بن زبعرى بن قيس بن عدى بن سعيد بن سهم، شاعر جاهلى قريش است. او به شدت با مسلمانان مخالف بود. گويند كه او در فتح مكه به سال هشتم اسلام آورد و در سال پانزده هجرى از دنيا رفت. [٥]
خوارزمى به نقل از حاكم گويد: ابياتى كه يزيد بن معاويه انشاد كرد، متعلق به عبداللّه بن زبعرى است كه در روز احد و هنگام شهادت حمزه و گروهى از مسلمانان سرود؛ و آن قصيدهاى بلند است .... [٦]
[١] . ر. ك. مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٦٦؛ مقاتل الطالبيين، ص ١١٩؛ الفتوح، ج ٢، ص ١٨٢؛ تذكرة الخواص، ص ٢٦١؛ المناقب، ج ٤، ص ١١٤؛ مثير الاحزان، ص ١٠١؛ تاريخ مدينة دمشق، ج ١٩، ص ٤٢٠؛ جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٩٩؛ الملهوف، ص ٢١٤؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١٤، ص ٢٨٠؛ العقد الفريد، ج ٥، ص ١٣٩؛ نزل الابرار، بدخشانى، ص ١٥٩. سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص، ص ٢٦١ در اين باره ادعاى شهرت كرده است.
[٢] . السيرة النبوية، ج ٣، ص ١٤٣.
[٣] . طبقات الشعراء، ص ٥٧.
[٤] . الحيوان، ج ٥، ص ٥٦٤.
[٥] . الاصابة، ج ٢، ص ٣٠٨؛ المؤتلف، ص ١٣٢.
[٦] . مقتل الحسين، خوارزمى، ج ٢، ص ٧٤.