با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٨ - سر امام حسين(ع) در مقابل يزيد
چه خبر و چه همراه دارى؟ گفت: امير مؤمنان را پيروزى و يارى خداوند مژده باد. حسين بن على (ع) همراه هجده تن از اهل بيتش و شصت تن از شيعيانش بر ما وارد شدند. ما نيز به سوى آنان رفتيم و از آنان خواستيم كه تسليم شوند يا به فرمان امير عبيدالله زياد در آيند و يا آماده جنگ شوند. آن گاه از همه سو محاصرهشان كرديم و سرهاى همه را از دم شمشير گذرانديم. آنان بىهيچ پشتيبانى مىگريختند و از بيم، به بيشهزارها و گودالها پناه مىبردند؛ همان طورى كه كبوتر از چنگ باز پناه مىبرد. اى اميرمؤمنان، به خدا سوگند به اندازه بريدن سر يك شتر و يا يك چرت بيش از نيمروز طول نكشيد كه همه را كشتيم.
اينك پيكرهايشان برهنه و جامههايشان خونآلود و گونههايشان خاكآلود است و خورشيد بر آنها مىتابد و بادها بر آنان مىوزد، و عقابان و كركسان به ديدارشان مىآيند.
يزيد اندكى سر به زير افكند. آن گاه سر بلند كرد وگفت: بدون كشتن حسين هم از فرمانبرداريتان خشنود بودم؛ اما اگر من با او برخورد مىكردم از او در مىگذشتم. [١]
[١] . الارشاد، ج ٢، ص ١١٨، ابن سعد نيز در الطبقات الكبرى (ترجمة الامام الحسين (ع))، ص ٨١ آن را نقل كرده است. در آنجا چنين مىخوانيم: «... با هفتاد تن از شيعيانش ... پس آنان نبرد را بر تسليم شدن برگزيدند و ما با بر آمدن آفتاب با آنها مبارزه كرديم. سپس شمشيرها را كشيديم. آنان بىهيچ پشتيبانى گام بر مىداشتند و خداوند ما را بر آنها پيروزى بخشيد ... تا آنكه مؤمنان را از سختى آنان كفايت كرد ... پيكرهايشان برهنه افتاده است و بينىهايشان خاك آلود است و بر آنها باد مىوزد.
ابن عبد ربّه در العقد الفريد (ج ٥، ص ١٣٠) چنين نوشته است: «هفده مرد از اهل بيتش ... و سرهاشان خاك آلود است ... پس جز پيكار را نپذيرفتند ...
ابن اعثم در الفتوح (ج ٣، ص ١٨٠) مىنويسد: «با هفتاد و دو تن از ياران و برادران و اهل بيتش ... پس با ما مخالفت ورزيدند ... پس با آنان از بر آمدن آفتاب تا چاشتگاه جنگيديم ... پيكرهايشان برهنه در بيابان افكنده، جامههايشان خون آلود و گونههاشان خاك آلود است.» طبرى در تاريخ خويش (ج ٤، ص ٣٥١) مىنويسد: «ابو بردة بن عوف ازدى و طارق بن ابى ازدى با زحر همراه بودند ... پس جنگ را بر تسليم شدن برگزيدند؛ و ما از هنگام برآمدن آفتاب با آنها جنگيديم ...». ابن جوزى در المنتظم (ج ٥، ص ٣٤١) مىنويسد: «پس جنگ را بر تسليم شدن برگزيد و ما از بر آمدن آفتاب با آنها جنگيديم»؛ نيز ر. ك كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٨٣؛ مثير الاحزان، ص ٩٨ (در اين كتاب آمده است: «پس جنگ را بر تسليم شدن برگزيدند و ما از بر آمدن آفتاب با آنها جنگيديم ...» البدايه و النهايه، ج ٨، ص ١٩٣؛ جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٧٠ (دراين كتاب به نقل از روح بن زنباع آمده است: همراه نوزده مرد از اهل بيتش و شصت مرد از شيعيانش ... پس بجز جنگ را نپذيرفتند و ما از بر آمدن آفتاب با آنها جنگيديم ...».