با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٧ - نقش زينب كبرى(س) در استمرار رسالت
هنگامى كه عمهام، زينب (س)، از مدينه بيرون رفت، از زنان بنى هاشم، فاطمه، دختر عمويم، حسين (ع)، و خواهرش سكينه نيز با او همراه شدند». [١]
رقيّة بن عقبة بن نافع فهرى گفته است: من در ميان كسانى بودم كه وقتى زينب (س) پس از ديدن آن مصيبت به مصر آمد، از او استقبال كردند. آن گاه مسلّمة بن مخلد، عبدالله بن حارث و ابو عميره مزنى نزد وى رفتند. مسلّمة او را تسليت گفت و گريست.
زينب (س) گريست و حاضران نيز گريه كردند. حضرت فرمود: اين چيزى بود كه خداى رحمان وعده كرد و پيامبران راست گفتند.
اين بود جريان حركت كاروان پيروزمند و تاريخ ساز حسينى. كتاب را با نقلى از باعونى به پايان مىبريم كه گفت:
«پس از آن براى هيچ كس از فرزندان حرب بنيادى بر پا نشد، تا آنكه خداوند حكومت را از آنان گرفت و دنبالهشان را بريد و لعنت و خوارى و ننگ ابدى را برايشان به ارث گذارد. عبد الملك بن مروان به حجّاج بن يوسف نوشت: مرا از خونهاى اهل بيت (ع) معاف دار؛ كه من ديدم پس از آنكه بنى حرب حسين (ع) را كشتند، خداوند حكومتشان را از آنها گرفت». [٢]
يكم ذىقعده ١٤١٩ ه. ق
محمّد أمين پورامينى
[١] . اخبار الزينبات، ص ١١٨.
[٢] . جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٧٨.