با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٧ - پرنده آغشته به خون در مدينه
محمد بن على (ع) فرمود: فاطمه، خبر شهادت حسين (ع) را به مردم مدينه داد؛ و آنان در پاسخ گفتند: مانند عبد المطلب جادوگرى مىكند. چه زود خبر قتل حسين (ع) به اينان رسيد. [١]
پرنده آغشته به خون در مدينه
علامه مجلسى گويد: يكى از اصحاب ما نقل كرده و گفته است: از طريق اهل بيت (ع) نقل شده است كه چون حسين (ع) در سرزمين كربلا كشته شد و خونش بر زمين ريخت، پرنده سفيدى آمد و خود را به خونش ماليد و در حالى كه خون از او مىچكيد، آمد و پرندگانى را ديد كه روى شاخههاى درختان نشستهاند و از آب و دانه سخن مىگويند.
پرنده آغشته به خون رو به آنان كرد و گفت: واى بر شما! آيا سرگرم تفريح هستيد و از دنيا و آنچه از آن نهى شده ياد مىكنيد، و حال آنكه حسين (ع) در سرزمين كربلا با لب تشنه سر بريده در اين گرما روى زمين داغ افتاده و خونش بر زمين ريخته است. آن گاه همه پرندگان به كربلا آمدند و ديدند كه حسين (ع) روى زمين افتاده است؛ پيكرى بىسر و بدون غسل و كفن. بادها بر آن وزيده و بدنش پامال سم اسبان گشته است. زايران او درندگان صحرايند و تنها كسانى كه بر او گريه مىكنند جنيان دشت و بيابانند. خاك از انوارش روشن و آسمان تابان گشته است. پرندگان با ديدن او فرياد بر آوردند و صدا به گريه و زارى بلند كردند و خود را روى خون او انداختند و آغشته ساختند. آن گاه هر كدامشان به سويى پرواز در آمدند تا مردم را از قتل ابا عبدالله الحسين (ع) با خبر سازند. از قضاى الهى يكى از اين پرندگان آهنگ مدينة الرسول كرد و پرزنان آمد در حالى كه از بالهايش خون مىچكيد. گرد قبر سرورمان رسول خدا (ص) چرخى زد و چنين ندا سر داد: «بدانيد كه حسين در كربلا كشته شده است. بدانيد كه حسين در كربلا قربانى شده است». ديگر پرندگان نيز بر اوگرد آمدند و براى حسين گريه و نوحه سرايى كردند.
[١] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٩٢، به نقل از آن، احقاق الحقّ، ج ١١، ص ٤٩٢؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٧١؛ فرائد السمطين، ج ٢، ص ١٦٣، ح ٤٥١؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٤٦٩؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٧١، ح ١٩؛ العوالم، ج ١٧، ص ٤٩٠، ح ٢.