با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٩ - اقوال درباره محل دفن سر حسين(ع)
فرود آمدم. او نماز گزارد، اسماعيل نماز گزارد و من هم نماز گزاردم. پس به اسماعيل فرمود: برخيز و بر جدّت حسين (ع) سلام كن. گفتم: فدايت شوم، مگر قبر حسين (ع) در كربلا نيست؟ فرمود: بلى، اما هنگامى كه سرش را به شام بردند، يكى از مواليان ما آن را دزديد و در كنار امير المؤمنين (ع) دفن كرد [١].
ابان بن تغلب گويد: با ابا عبد الله (ع) همراه بودم، چون از پشت كوفه گذر كرد، فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد. آن گاه كمى پيش رفت و دو ركعت نماز گزارد. آن گاه كمى حركت كرد و فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد. آن گاه فرمود: اينجا محل قبر امير مؤمنان (ع) است. گفتم: فدايت شوم؛ و آن دو جايى كه در آن نماز گزاردى؟ فرمود: جايگاه سر حسين (ع) و جايگاه فرود آمدن قائم [٢].
ابن قولويه نقل مىكند: ابو عبد الله (ع) فرمود: چون به «غرى» رسيدى دو قبر مىبينى، قبرى كوچك و قبرى بزرگ. اما قبر بزرگ از آنِ اميرمؤمنان است و آن قبر كوچك سر حسين بن على (ع) است [٣].
از يونس بن ظبيان نقل است كه گفت: در يك شب مهتابى و در هنگام وارد شدن امام صادق (ع) بر ابو جعفر در حيره نزد ايشان بودم. حضرت نگاهى به آسمان كرد و فرمود:
اى يونس! آيا مىبينى كه اين ستارگان چقدر زيبايند؟ بدان كه اينها امان اهل آسمان هستند و ما امان براى اهل زمين هستيم. سپس فرمود: اى يونس! كدام را بيشتر دوست دارى، استررا يا الاغ را؟. گويد: گمان كردم كه حضرت به دليل قدرت استر، آن را بيشتر دوست دارد و گفتم: الاغ را. فرمود: دوست دارم كه آن را به من بدهى. گفتم: مانعى ندارد.
پس من و او هر دو سوار شديم. چون از حيره بيرون آمديم گفت: اى يونس! پيش برو.
[١] . الكافى، ج ٤، ص ٥٧١ باب موضوع رأس الحسين (ع)، ح ١؛ كامل الزيارات، ص ٣٤، باب ٩، ح ٤؛ وسائل الشيعة، ج ١٤، ص ٤٠٠، ح ١٩٢٦؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٧٨؛ نيز ر. ك: تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ٣٥، ح ٧٢؛ به نقل از آن وسائل الشيعة، ج ١٤، ص ٣٩٩، ح ١٩٤٥٥.
[٢] . الكافى، ج ٤، ص ٥٧٢، ح ٢؛ كامل الزيارات، ص ٣٤، باب ٩، ح ٥؛ وسائل الشيعة، ج ١٤، ص ٤٠٠، ح ١٩٤٥٧؛ نيز ر. ك: تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ٣٤، ح ٧١؛ به نقل از آن، وسائل الشيعة، ج ١٤، ص ٣٩٩، ح ١٩٤٥٤.
[٣] . كامل الزيارات، ص ٣٥، ح ٦ به نقل از آن وسائل الشيعة، ج ١٤، ص ٤٠٢، ح ١٩٤٦٠.