با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٤ - وعده يزيد به امام سجاد(ع)
خاندان ابو سفيان كه نفاق در دلهايشان ريشه دوانده بود. حتّى بيشتر خاندان و زنان و عموزادههايش از اين كارناراضى بودند». [١]
وعده يزيد به امام سجاد (ع)
ابن نما گويد: «يزيد به زين العابدين (ع) وعده داد كه سه حاجت او را برآورده سازد». [٢] از نقل سيّد بن طاووس چنين استفاده مىشود كه اين وعده پس از اعتراض امام (ع) نسبت به سخنان خطيب شامى بود؛ و يزيد، در آن روز به امام (ع) وعده داد. [٣] بنابراين اين وعده يكى از دستاوردهاى موضع استوارى بود كه امام (ع) گرفت. از آن پس بود كه يزيد اظهار سرشكستگى كرد و كار به آنجا رسيد كه به وعدههايش وفا كند.
سيّد ابن طاووس گويد: يزيد به على بن الحسين (ع) گفت: نيازهاى سه گانهاى را كه وعده برآوردن آنها را به تو دادم ذكر كن. حضرت فرمود: يكم؛ اينكه روى آقا و مولايم حسين (ع) را به من نشان دهى تا از او توشه بر گيرم، به او نگاه كنم و وداعش گويم. دوم؛ اينكه آنچه از ما گرفته شده است به ما باز گردان. سوم؛ اينكه، اگر آهنگ كشتن مرا دارى، كسى را با اين زنان همراه كن تا آنها را به حرم جدّشان باز گرداند [٤].
يزيد گفت: چهره پدرت را هرگز نخواهى ديد. از كشتن تو چشم پوشيدم؛ و زنان را جز تو كسى به مدينه باز نمىگرداند. اما اموالى كه از شما گرفته شده است، من چندين برابر قيمتش را به شما مىدهم.
حضرت فرمود: مال تو را نمىخواهيم و آنچه را از ما گرفتهاند نيز به اين دليل طلب كردم كه دوك فاطمه (س)، دختر پيامبر (ص)، روپوش، گردنبند و پيراهنش در ميان آنها است. يزيد فرمان داد كه آنها را باز گرداندند و دويست دينار نيز بر آن افزود. زين العابدين (ع) نيز آنها را گرفت و ميان تهيدستان و بينوايان تقسيم كرد» [٥].
[١] . تسلية المجالس، ج ٢، ص ٤٠٠ (با تلخيص).
[٢] . مثير الاحزان، ص ١٠٣.
[٣] . الملهوف، ص ٢١٩.
[٤] . درخواست سوم در مقاتل الطالبيين، ص ١٢٠ و الاحتجاج، ج ٢، ص ١٣٥ آمده است.
[٥] . الملهوف، ص ٢٢٦؛ مثير الاحزان، ص ١٠٦ با تلخيص.