با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٩ - حقيقت يا خيال؟
٤. گفتهاند: فاطمه، دختر على (ع)، به زن يزيد گفت: «چيزى براى ما باقى نگذاشتهاند».
يزيد متوجّه شد و گفت: «آنچه به آنها رسيده بزرگ است». سپس هر چه را گفتند، دو برابرش را به آنها داد [١].
از همين قبيل است نقل ابن اثير كه مىگويد: «يزيد درباره چيزهايى كه از آنها گرفته بودند پرسيد و دو برابرش را به آنها داد» [٢]. نيز آنچه طبرى و ابن كثير نقل كردهاند: «يزيد به همه زنان پيغام داد كه از شما چه گرفتهاند؟ و به هر يك از آنها هر اندازهاى كه ادّعا كرد، دو برابرش را داد» [٣].
درباره اين روايات بايد گفت: اوّل اينكه، ما درستى اين اخبار را نمىپذيريم. زيرا شأن اهل بيت (ع)- كه اهل بيت حماسه و غيرت و صاحبان عزّت و سر بلندى هستند- بالاتر و والاتر از آن است كه از مردى خبيث و بد رفتار و بد نهاد چيزى بگيرند. اين روايات جز جعليّات و ساختههاى طرفداران بنى اميه از سر كينه و دشمنى با اهل بيت (ع)، چيزى نيست.
دوم اينكه، به فرض پذيرش آنها، تقاضاى اهل بيت (ع) جنبه مادى نداشت بلكه در ميان چيزهاى غارت شده مواريث خاص اهل بيت (ع) بود، به ويژه آنچه به حضرت زهرا (س) تعلّق داشت؛ كه با هيچ چيز قابل تعويض نبود. [٤]
سوم اينكه، ممكن است برخى زنان اهل بيت (ع) چنين امورى را نقل كرده باشند؛ و مقصودشان بيان عمق فاجعه و جنايتى بود كه در كربلا اتفاق افتاد؛ تا اينكه در تاريخ بماند و بر سر زبانها بيفتد، نه اينكه خواسته باشند چيزى را طلب كنند.
چهارم اينكه، هر كس مالش غصب شده باشد حقّ دارد كه آن را مطالبه كند و هيچ
[١] . الطبقات الكبرى (ترجمة الامام الحسين (ع)) ص ٨٣؛ مانند همين سخن از فاطمه دختر امام حسين (ع) نقل شده است كه به امّ كلثوم، همسر يزيد، گفت. ر. ك: عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٨٩، به نقل از مرآة الزمان (نسخه خطى)، ص ١٠٠.
[٢] . الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٦.
[٣] . تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٥؛ البدايه و النهايه، ج ٨، ص ١٩٨.
[٤] . الملهوف، ص ٢٢٢.