با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٧ - حقيقت يا خيال؟
٢. گفتهاند: يزيد تا هنگامى كه على بن الحسين (ع) حاضر نمىشد، صبحانه و شام نمىخورد [١]. درباره اين نقل بايد گفت: اگر كه درست باشد- اين موضوع زمانى بود كه كفه معادله عوض شد و اوضاع به زيان يزيد تغيير كرد. او براى حفظ ظاهر و از روى سياست و از ترس فتنه اقدام به اين كار كرد. اما در پنهان و در واقع، مىدانيم كه بارها در صدد قتل امام زين العابدين (ع) بر آمد و مىخواست ترورش كند؛ و در گفت و گوى با امام (ع) نيز از نيات پليدش پرده برداشت.
٣. گفتهاند: يزيد از على بن الحسين (ع) خواست كه با پسرش، خالد، كشتى بگيرد [٢].
اين نيز خطاست و به طور قطع نا درست مىباشد. اگر كه مضمون خبر درست باشد، به عمرو بن الحسن (ع) مربوط مىگردد؛ كه سيره نويسان و مورّخان از او ياد كردهاند. از جمله ابن سعد در الطبقات مىگويد: سپس على بن الحسين، حسن بن حسن و عمرو بن حسن (ع) را فرا خواند؛ و به عمرو بن حسن (ع) كه در آن روز يازده سال داشت گفت: آيا با اين- يعنى خالد بن يزيد- كشتى مىگيرد؟ گفت: نه، ولى كاردى به من و كاردى به او بده تا با او بجنگم. پس يزيد او را به خود چسباند و به اين بيت تمثل جست: اين خويى است كه از احزم مىشناسم، آيا مار به جز مار مىزايد [٣]؟
از اين نقل دانسته مىشود، آنچه در برخى كتابها به جاى عمرو بن الحسن (ع)، عمرو بن الحسين (ع) آمده است، تصحيف مىباشد. زيرا براى آن حضرت فرزندى به اين نام نمىشناسيم. مضافاً اينكه از نسل پاك آن حضرت به جز على بن الحسين (ع) باقى نماند.
[١]. مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٤؛ المنتظم، ج ٥، ص ٣٤٤؛ تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٣؛ الكامل فىالتاريخ، ج ٤، ص ٧؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٩٩؛ البداية والنهاية، ج ٨، ص ١٩٧.
[٢] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٤؛ المناقب، ج ٤، ص ١٧٢؛ الاحتجاج، ج ٢، ص ١٣٤، به نقل از آن، بحارالانوار، ج ٤٢، ص ١٦٢.
[٣] . الطبقات الكبرى (ترجمة الامام الحسين (ع))، ص ٨٤ نيز ر. ك. تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٣؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٧؛ مثير الاحزان، ص ١٠٥ (در اين كتاب به جاى عمرو بن الحسن (ع)، عمر بن الحسن (ع) آمده است. نيز آمده است كه يزيد پيش از خواندن بيت گفت: كوچك و بزرگتان دست از دشمنى ما بر نمىداريد)؛ الملهوف، ص ٢٢٣.