با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٨ - حقيقت يا خيال؟
گمان قوى بر اين است كه مزدوران بنى اميه پس از مشاهده تأثير سخن امام (ع) در قلب پايتخت حكومت سياه بنى اميه، اين گونه امور را ساخته و ميان مردم پخش كردهاند؛ يا اينكه ناشى از سهل انگارى نويسندگان است.
درباره چگونگى شعرى كه يزيد به آن مثل زده است، اختلاف نظر وجود دارد. خوارزمى آن را اين گونه نقل كرده است:
اين خويى است كه از احزم مىشناسم، مگر مار بد جز مار بد مىزايد؟ [١]
ابن جوزى آن را «سنتى است كه از احزم مىشناسم» [٢] نقل كرده است. در يكى از نسخههاى كتابش همانند الطبقات و نور الابصار چنين آمده است «و آيا مار جز مارهايى زايد».
در المناقب آمده است: اين نافرمانيى است از نافرمانىها، آيا مار به جز مار مىزايد؟ [٣] سپس مىگويد: در كتاب الاحمر گفته است: گواهى مىدهم كه تو فرزند على بن ابى طالب (ع) هستى [٤].
در الاحتجاج آمده است كه او گفت: مار جز مار نمىزايد. گواهى مىدهم كه تو پسر على بن ابى طالب هستى [٥].
اصل بيت- چنان كه از ابن كلبى نقل شده است- از ابو اخزم طايى، جدّ ابوحاتم يا جدّ جدّ اوست. او پسرى به نام اخزم داشت كه گفتهاند پدر و مادرش را اذيّت مىكرد. او مرد و دو پسر از خود گذاشت. روزى هر دو به جدّشان حمله كردند و او را زدند؛ و او گفت:
فرزندانم مرا به خون آغشته كردند، اين خويى است كه من از احزم مىشناسم
يعنى اينان نيز در اذيّت كردن مانند پدرشان هستند. ... اين مثل در شباهتهاى نزديك ميان افراد زده مىشود [٦].
[١] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٤.
[٢] . المنتظم، ج ٥، ص ٣٤٤.
[٣] . نور الابصار، ص ١٣٢.
[٤] . المناقب، ج ٤، ص ١٧٣.
[٥] . الاحتجاج، ج ٢، ص ١٣٤.
[٦] . مجمع الامثال، ج ١، ص ٣٧٥، شماره ١٩٣٣.