با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٣ - خواب سكينه، دختر حسين(ع) در شام
از برخى روايات- علاوه بر آنچه گفته شد- چنين بر مىآيد كه آن خانه خراب بود، به طورى كه بيم آن مىرفت بر سرشان خراب شود.
صاحب بصائر الدرجات به نقل از محمد بن على حلبى مىنويسد: «شنيدم كه امام صادق (ع) مىفرمود: چون على بن الحسين (ع) و همراهانش را نزد يزيد بن معاويه- لعنت خدا بر آنهاباد- آورند، وى را در خانهاى جاى دادند. [١] يكى از آنها گفت: ما را به اين خانه آوردهاند كه بر سر ما ويران شود. (نگهبانان) گفتند: اينان را ببينيد كه مىترسند بر سرشان ويران شود. در حالى كه فردا آنها را بيرون مىبرند و مىكشند. على بن الحسين (ع) گفت: در ميان ما كسى جز من «رطانه» نمىدانست و رطانه در نزد اهل مدينه به معناى رومى است». [٢]
طبرانى امامى از يحيى بن عمران حلبى نقل مىكند كه گفت: على بن الحسين (ع) را با زنان همراهش نزد يزيد بن معاويه آوردند. پس آنها را درون خانهاى قرار دادند و گروهى عجم را كه زبان عربى نمىدانستند بر آنها گماردند. يكى از (اهل بيت) به ديگرى گفت:
ما را در اين خانه قرار دادهاند تا بر سر ما خراب شود و كشته شويم. آن گاه على بن الحسين (ع) به زبان رومى به نگهبانان گفت: آيا مىدانيد آنان چه مىگويند؟ اينها چنين و چنان مىگويند. نگاهبانان گفتند: گفتهاند كه شما را فردا بيرون مىبرند و مىكشند. سپس على بن الحسين (ع) گفت: هرگز، خداوند چنين چيزى را نمىخواهد. آنگاه رو به آنها كرد و مطلب را به زبان خودشان به آنها فهماند». [٣]
خواب سكينه، دختر حسين (ع) در شام
ابن نما گويد: سكينه در دمشق چنين خوابى ديد: گويى كه پنج بزرگوار نورانى پيش آمدند. روى سر هر كدام پيرى ايستاده بود و فرشتگان پيرامونشان را گرفته بودند.
[١]. در روايت دلائل الامامة آمده است: «آنان را درون خانهاى قرار دادند»؛ و اين درستتر است.
[٢] . بصائر الدرجات، ص ٣٣٨، باب ١٢، ح ١؛ به نقل از آن بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٧٧؛ نيز ر. ك. المناقب، ج ٤، ص ١٤٥.
[٣] . دلائل الامامة، ص ٢٠٤، ح ١٢٥.