با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٠ - نقش فاطمه، دختر امام حسين(ع) در مجلس يزيد
شيخ صدوق گويد: سپس زنان امام حسين (ع) را نزد يزيد بن معاويه آوردند، زنان آل يزيد و دختران و زنان معاويه نيز در ميان آنها بودند. زنان ولوله و عزا به پا كردند. يزيد سر حسين (ع) را در مقابل خويش گذاشت. پس (سكينه) گفت: به خدا سوگند من سنگدلتر از يزيد نديدهام و هيچ كافر و مشركى را بدتر و ستمگرتر از او نديدهام [١]؛ و يزيد به سر نگاه مىكرد و مىگفت:
اى كاش بزرگان من در بدر حاضر بودند و ناله كشتگان از دم شمشير خزرج را مىشنيدند. [٢]
نقش فاطمه، دختر امام حسين (ع) در مجلس يزيد
شيخ مفيد گويد: فاطمه دختر امام حسين (ع) ... مادرش امّ اسحاق، دختر طلحة بن عبيداله، از قبيله تيم است. [٣]
ابن عبد ربه گويد: شاميان، دختران رسول خدا (ص) را به عنوان اسير بر شتران بىجهاز سوار كردند. چون بر يزيد وارد شدند، فاطمه، دختر امام حسين (ع) گفت: اى يزيد، آيا دختران رسول خدا (ص) بايد اسير باشند؟ گفت: نه بلكه آزادگانى محترمند. نزد دختر عموهايت برو، خواهى ديد كه آنان نيز همانند تو رفتار مىكنند. فاطمه گويد: نزد آنها رفتم و ديدم كه همه آنان به صورت خويش مىزدند و مىگريستند. [٤]
ابن نما گويد: فاطمه بنت الحسين (ع)، گفت: اى يزيد، آيا دختران رسول خدا (ص) اسيرند! آن گاه مردم و اهل سراى يزيد گريستند به طورى كه صداها بلند شد. [٥]
[١]. در الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٥؛ الفصول المهمّه، ص ١٩٥ و مرآة الزمان ص ١٠١ (مخطوط- طبقعبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٨٣) آمده است: «هيچ كافر به خدايى را بهتر از يزيد بن معاويه نديدم». شايد منظورش اين است كه كفرش آن قدر روشن است كه از او بهتر نمىتوان كافرى را ديد؛ اگر نگوييم كه برخى دوستداران يزيد براى كاستن از زشتى كارى كه از او سر زد، چنين دروغهايى را افزودهاند.
[٢] . امالى صدوق: ص ٢٣٠؛ و به نقل از آن بحار الانوار، ٤٥، ص ١٥٤؛ روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩١.
[٣] . الارشاد، ج ٢، ص ١٣٥
[٤] . العقد الفريد، ج ٥، ص ١٣٢.
[٥] . مثير الاحزان، ص ٩٩.