تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩ - شرح آيات
موسى مدتى از زمان را در ميان آن ستمگران مىزيست بدون آن كه حامل رسالتى باشد. پس آنچه صورت گرفت رسالت خدا بود و كارى به هوشمندى و نبوغ موسى نداشت.
«قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لا يَتَّقُونَ- يعنى قوم فرعون، (و از ايشان بپرس) كه: چرا از خدا نمىترسند؟» كسانى كه به مردم ستم مىكنند، چرا از عذاب پروردگارشان بيم ندارند و از آن پرهيز نمىكنند؟! [١٢] و نخستين چيزى كه آدمى، پيش از شروع به كار، از آن مىهراسد، شكست خوردن و نوميد شدن است، و بسيارى از مردم به مجرد پيدا شدن ترس از شكست دست از كار مىكشند، و بدان سبب قرآن همه دردهاى بشر را درمان مىكند، و نيز بدان سبب كه اين سوره مباركه برنامه كار تكامل يافتهاى براى دعوت كنندگان مردم به سوى خدا است، در آن به تفصيل از دشواريهايى كه ناگزير بايد از سر راه برداشته شود، در ضمن بيان داستان موسى و هارون سخن رفته و گفته شده است كه چگونه مردمان را به خدا دعوت كردند.
اين آيه اولا: ما را به لزوم ايستادگى در مقابل بيم از شكست هدايت مىكند، و اين بيمى است كه حتى پيامبران نيز پيش از وابستگى به خدا گرفتار آن مىشدهاند.
/ ٢٠ «قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ- گفت: پروردگارا! بيم آن دارم كه گفته مرا تكذيب كنند.» و در پايان سياق درمان اين ترس با گفته خداوند سبحانه و تعالى با لفظ «كلّا هرگز چنين نخواهد شد» بيان مىشود.
[١٣] ثانيا: رساندن رسالتهاى خدا به ستمگران به آسانى صورت اتمام پيدا نمىكند، بلكه سبب دشواريهاى بيشترى براى حامل آن مىشود، و على رغم اين كه قدرتهاى فردى وسعت رو به رو شدن با اين دشواريها را دارد، مقياس اندازه توانايى سينه و قلب او براى فرا گرفتن دشواريهاى عمل است.