تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨ - شرح آيات
فزونى بخششت مرا از نگاهدارى حساب سپاسگزارى از خودت ناتوان ساخت، و پى در پى رسيدن مكرمتهايت مرا از ذكر محامد و ستايشگوييت باز داشت). [٤] و در دعايى ديگر چنين آمده است
(و بردبارى تو نسبت به من مرا بر آن داشت كه جرأت نافرمانيت را پيدا كنم، و مستور ماندن گناهانم به بزرگوارى تو، مرا به كمى شرم و آزرم رهبرى كرد، و آگاهيم از گسترش رحمت و بزرگى عفو تو، به من در ارتكاب حرامهاى تو شتاب بخشيد). [٥] مؤمنان در مقابل اين غفلت با يادآورى نعمتهاى خدا و آگاهى يافتن از احتمال قطع شدن آنها مقاومت مىورزند.
[١٠] و يكى از آيات و نشانههاى رحمت خدا آن است كه پيامبران خود را بر بندگان ستمگر خويش مبعوث كرده است؛ مگر نه اين است كه ستمكارى مايه از ميان رفتن نعمت و فرا رسيدن عذاب است؟ پس چه كس شايستهتر از پروردگار رحيم است كه كسى را بر بندگان خويش مبعوث كند/ ١٩ كه آنان را از عاقبت بد ستمگريشان آگاه سازد؟
«وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ- و در آن هنگام كه پروردگارت به موسى ندا كرد كه: به سوى گروه ستمكاران روانه شو.» با ندايى آشكار كه هيچ شنوندهاى در آن دچار شك نمىشد، و آميخته به حديث نفس و وسوسههاى قلبى نبود، و ندا كننده آن به موسى پروردگارى بود كه نعمتهاى او پيوسته و گوناگون و مرحله به مرحله به بندگانش مىرسد.
[١١] و هدف آن آشكارا ايستادگى و مقاومت در برابر ظلم و ستم بود كه تنها مصلحت ستمديدگان را در برنمىگرفت، بلكه مصلحت ستمكاران را نيز شامل مىشد كه نزديك بود ظلم سبب هلاكشان شود.
[٤] - مناجاة الشاكرين در الصحيفة السجّادية ص ١٢٢.
[٥] - از دعاى ابو حمزه ثمالى در مفاتيح الجنان ص ١٨٧.