تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٤ - و آنان وارثان بودند
است.
«إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ- پروردگارم با من است و مرا راهنمايى مىكند.» چه اندازه ايمان موسى به پروردگارش بزرگ و يقين او به يارى خدا شديد بود، و چه بهتر كه از داستان زندگى او نور و حرارت يقين و نفحه و دم ايمانى اقتباس كنيم. امواج دريا در برابر وى و امواج سپاهيان كفر در پشت سر او جاى داشتند، و او تنها مالك قوم ناتوانى بود كه در ميان ايشان زنان و كودكان و درماندگان ديده مىشدند، و اراده آنان به سبب طولانى شدن دوران استعباد و بردگى متلاشى شده بود، ولى موسى با هر ترسى و بيمى چالش مىكرد و بر خدا متوكل بود و اميدوار به يارى و ياورى وى، مگر خدا با او نبود، پس ديگر براى چه بترسد، بلكه چگونه ترس مىتواند به قلب كسى راه يابد كه به يقين مىداند كه خدا با او است؟!/ ٥٧ [٦٣] و وحى بر قلب شريف او نازل شد
«فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ- پس به موسى وحى كرديم كه با عصايت بر دريا بكوب، پس دريا شكافته شد.» دريا خود به خود شكافته شد و دوازده راه در آن پديد آمد، كه هر يك از آنها به يكى از بخشهاى دوازدهگانه قوم بنى اسراييل اختصاص داشت.
«فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ- پس هر يك از دو پاره دريا همچون كوهى بزرگ مىنمود.» كه در آن آبها بر يكديگر سوار و موجها بر روى يكديگر محكم بسته شده بودند.
[٦٤] و بنى اسراييل وارد راههايى شدند كه براى ايشان در دريايى كه معلوم نيست نيل بوده است يا درياى سرخ پيش مىرفتند.
آل فرعون به دريا رسيدند و دشمنان خويش را در نيمه راه وسط دريا مشاهده كردند، كه پس پشت سر ايشان به راه افتادند و- سبحان اللَّه- كه چگونه