تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٥ - و آنان وارثان بودند
انسان تا اين حدّ پايين از نژاد پرستى و قوم پرستى تنزل پيدا مىكند. معجزات را به چشم مىبيند و از آن عبرت و بصيرت به دست نمىآورد بلكه به گمراهى خويش ادامه مىدهد؛ فرعون آيت الاهى عصاى موسى را كه سبب به سجده افتادن ساحران شد، و نيز آيت يد بيضا و هفت آيت ديگر را به چشم ديد، و اكنون مىبيند كه دريا چگونه براى عبور موسى و همراهانش شكافته شده و آبهايش همچون كوهها بر يكديگر سوارند، و با وجود اين همه باز به لجاج و بىايمانى خود ادامه مىدهد؛ آيا چگونه چنين چيزى امكان پذير مىشود؟! حقيقت آن است كه: گناه قلب را سخت مىكند، و هر چه شماره گناهان افزونتر شود سنگ شدن قلب بيشتر و بيشتر مىشود، و خدا گناهكاران را به سبب سختى قلبهاشان معاقب مىسازد و رفته رفته در مسير سياهشان مىاندازد، و لذا در اين جا مىگويد
«وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ- و ديگران را به آنجا نزديك كرديم.»/ ٥٨ خداوند همه آنان را در دريا هلاك كرد، ولى آيا به چه جهت خدا همه لشكريان فرعون را هلاك كرد، و تنها هلاك كردن فرعون و هامان را بسنده ندانست؟
جواب
دنيا سراى امتحان و آزمايش همه مردمان است، خواه فرمانروا باشند و خواه فرمانبر، و پيروى كردن فرمانبران از طاغيان آنان را به جايگاه طاغيان مىكشاند، و حتى خاموش ماندن و رضا دادن به فرمانروايى آنان سبب شريك شدن در جرم و چشيدن كيفر ايشان مىشود، و خدا اسباب راهيابى را براى قوم فرعون در اختيار ايشان گذاشت، چه ديدند كه چگونه جادوگران در مقابل رسالت موسى از خدا به سجده درافتادند، و خدا همه آنان را به گونههاى مختلف بلا مبتلا كرد تا مگر در مقابل او به تضرّع و خشوع بپردازند، و در آن هنگام كه در كنار دريا ايستاده و عبور قوم موسى را تماشا مىكردند و مىديدند كه گوسفند چرانى كه تنها يك تكه چوب در دست دارد آنان را