تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣ - و آنان وارثان بودند
ولى آيا عاقبت او چگونه بوده؟ بشنويد
«وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ- و آن را همچون ميراثى به بنى اسراييل واگذار كرديم.» خدا آل فرعون را هلاك كرد، و فرزندان اسراييل به مصر بازگشتند، و از باغها و سرچشمهها و گنجها و جايگاه بزرگوار متنعّم شدند، و خدا بدين گونه بندگان شايسته خود را به ميراث مىرساند، پس نبايد كه محرومان فريب چيزهايى را بخورند كه در اختيار طاغوتان قرار داد، و خود را براى دست يافتن به بازمانده سفره ايشان خوار نسازند، و بدانند كه همه خير و نيكى مخصوص ايشان است، و بر ايشان است كه دست دزدان را كوتاه كنند تا آن خيرات را نوش جان سازند.
/ ٥٦ [٦٠] فرعون مبادرت به جنگ كرد، و او بود كه در هنگام برآمدن خورشيد بنى اسراييل را در معرض تهاجم خود قرار داد.
«فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ- پس چون آفتاب سر برمىآورد به دنبال ايشان به راه افتادند.» [٦١] ارتش فرعون سخت كوشيدند كه به بنى اسراييل برسند و سرانجام به نزديكى ايشان رسيدند، و هر گروهى گروه ديگر را مىديد. در اين هنگام موسى احساس خطرى كرد كه او و قومش را در ميان گرفته بود.
«فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ- پس دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسى گفتند كه ما در دسترس قرار گرفتيم.» [٦٢] هنگامى كه موسى- عليه السلام- نقاط ضعف خود را در حمل بار رسالت براى خداوند خويش بيان كرد، كلمهاى بزرگ از خدا شنيد، و آن «كلّا» بود بدان معنى كه «هرگز چنين نخواهد شد»، و به همين جهت هر وقت كه قوم او در مقابله با فرعون و قومش احساس ناتوانى مىكردند، اين كلمه را تكرار مىكرد.
«قالَ كَلَّا- گفت هرگز.» در اين جا خدا او را آگاه ساخت كه او با موسى و برادرش همراه است و مىشنود و مىبيند، و به همين جهت موسى نيز به قوم خود گفت كه خدا با ايشان